سهيل شود ، ولى پيامبر با در نظر گرفتن يك رشته مصالح عالى خواستهء سهيل را پذيرفت و به على عليه السّلام دستور داد كه لفظ « رسول اللّه » را پاك كند .
در اين لحظه على عليه السّلام با كمال ادب عرض كرد : مرا ياراى چنين جسارت نيست كه رسالت و نبوت تو را از پهلوى نام مباركت محو كنم . پيامبر از على خواست كه انگشت او را روى آن بگذارد تا او شخصا آن را پاك كند و على عليه السّلام انگشت پيامبر را روى آن لفظ گذاشت و پيامبر لقب « رسول اللّه » را پاك كرد . « 1 »
گذشتى كه رهبر عالى قدر اسلام ، در تنظيم اين پيمان از خود نشان داد در تمام جهان بىسابقه بود ، زيرا او در گرو افكار مادى و احساسات نفسانى نبود و مىدانست كه واقعيات و حقايق ، با نوشتن و پاك كردن عوض نمىشود . از اين رو براى حفظ پايههاى صلح در برابر تمام سختگيرىهاى سهيل ، از راه مسالمت وارد شد و گفتار او را پذيرفت .
تكرار تاريخ
نخستين شاگرد ممتاز مكتب پيامبر ، على عليه السّلام با همين گرفتارى رو به رو شد . از اين رو ، نسخهء دوم نفس نبوى ، در مراحل زيادى با هم تطابق پيدا كرد . در آن لحظه كه امير مؤمنان از پاك كردن لفظ « رسول اللّه » امتناع ورزيد ، پيامبر گرامى صلى اللّه عليه و آله و سلّم رو به على كرد و از آينده پسر عم خود على كه كاملا با وضع پيامبر مشابه بود ، چنين گزارش داد :
على ! فرزندان اين گروه تو را به چنين امرى دعوت مىكنند و تو با كمال مظلوميت به چنين كارى تن مىدهى . « 2 »
اين مطلب در خاطره على عليه السّلام باقى بود تا اينكه جريان جنگ صفين پيش آمد و
هامش
( 1 ) . مفيد ، الارشاد ، ص 60 ، اعلام الورى ، 106 و بحار الانوار ، ج 20 ، ص 368 ، طبرى در اين قسمت دچار اشتباه شده و نوشته است كه : خود پيامبر ، نام خود را نوشت و ما در اين قسمت به طور گسترده در كتاب مكتب وحى سخن گفتهايم .
( 2 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 138 و بحار الانوار ، ج 20 ، ص 353 .