تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
ضعيف و نااستوار بوده و نيازى به بازگويى آن نيست . از اين رو ، نمىتوان اين شأن نزول را پذيرفت و مهم اصل جريان است ، حالا شخص متهم هر كه مىخواهد باشد .

يك سفر مذهبى - سياسى !

سال ششم هجرت ، با حوادث تلخ و شيرين خود مىرفت كه پايان يابد . ناگهان ، پيامبر در رؤياى شيرينى ، ديد كه مسلمانان در « مسجد الحرام » مشغول انجام مراسم خانه خدايند . پيامبر خواب خود را به ياران خويش گفت و اين را به فال نيك گرفت كه مسلمانان در همين نزديكىها به آرزوى ديرينهء خود خواهند رسيد . « 1 » چيزى نگذشت كه به مسلمانان دستور داد كه آماده « عمره » شوند و از قبايل مجاور كه هنوز به حال شرك باقى بودند دعوت كرد كه به مسلمانان هم سفر شوند . از اين رو ، اين خبر در همه نقاط عربستان انتشار يافت كه مسلمانان در ماه « ذى القعده » به سوى مكه حركت مىكنند و مراسم « عمره » را انجام مىدهند . اين مسافرت روحانى علاوه بر مزاياى معنوى و روحى ، يك سلسله مصالح اجتماعى و سياسى را در برداشت و موقعيت مسلمانان را در شبه جزيره بالا مىبرد و باعث انتشار آيين يكتاپرستى در ميان ملت عرب مىگشت . اولا ، قبايل مشرك عرب تصور مىكردند كه پيامبر با تمام عقايد و مراسم ملى و مذهبى آنان ، حتّى با فريضه « حج » و « عمره » - كه يادگار نياكان آن‌ها است - مخالف است . از اين رو ، از محمد و آيين وى وحشت و اضطراب داشتند . در اين موقع ، شركت محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم و يارانش در مراسم « عمره » توانست تا حدى از وحشت و اضطراب قبايل مشرك بكاهد و در عمل روشن كند كه پيامبر هرگز با زيارت خانه خدا و فريضهء ياد شده كه از شعارها و رسوم مذهبى آن‌ها است ، نه تنها مخالف نيست ، بلكه آن را يك فريضهء لازم مىداند و او بسان پدر بزرگ عرب حضرت « اسماعيل » در احيا
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 9 ، ص 126 .