تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 669

مساهمون:

ص٦٦٩
قريش فقط توليت مناصب آنجا را دارد . در اين لحظه حقانيّت مسلمانان به گونه‌اى روشن تجلى كرده و زورگويى قريش آشكار خواهد شد و بار ديگر قريش نخواهد توانست با قبايل عرب بر ضد اسلام پيمان نظامى تشكيل دهد ، زيرا آن‌ها در برابر ديدهء هزاران زائر ، مسلمانان را از حق مشروع خود بازداشتند . پيامبر جوانب موضوع را بررسى كرد ، و دستور حركت داد و با 1400 « 1 » و يا 1600 « 2 » و يا 1800 « 3 » نفر در نقطه‌اى به نام « ذو الحليفه » احرام بست و هفتاد شتر براى قربانى تعيين و آن‌ها را نشانه‌گذارى كرد و از اين راه هدف خود را از اين سفر آشكار ساخت . گزارش گران پيامبر جلوتر از او به راه افتادند ، تا اگر در نيمه راه به دشمن برخورد كردند ، به سرعت پيامبر را مطلع سازند . در نزديكى « عسفان » يك مرد خزاعى كه عضو دستگاه اطلاعات پيامبر بود ، حضور پيامبر رسيد و چنين گفت : قريش از حركت شما آگاه شده و نيروهاى خود را گرد آورده و به « لات » و « عزّى » سوگند ياد كرده است كه از ورود شما جلوگيرى كند . سران و شخصيت‌هاى مؤثر قريش در « ذى طوى » « 4 » اجتماع كرده‌اند و براى جلوگيرى از پيش روى مسلمانان ، سردار شجاع خود « خالد بن وليد » را با دويست سواره نظام تا « كراع الغميم » « 5 » فرستاده‌اند و آن‌ها در آنجا موضع گرفته‌اند . « 6 » برنامهء آنان اين است كه يا از ورود مسلمانان جلوگيرى كنند و يا در اين راه كشته شوند . پيامبر پس از شنيدن گزارش چنين فرمود . واى بر قريش ! جنگ آن‌ها را نابود
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 309 . ( 2 ) . روضه كافى ص 322 . ( 3 ) . مجمع البيان ، ج 2 ، ص 488 . ( 4 ) . نقطه‌اى است در نزديكى مكه . ( 5 ) . بيابانى است در هشت ميلى عسفان . ( 6 ) . بحار الانوار ، ج 20 ، ص 330 .