رجال علمى اسلام دعوت كرد . افراد قبيله از همكارى خوددارى كردند و گفتند :
بزرگ قبيله « ابو براء » به آنان امان داده است . سرانجام از كمك قبيله خود مأيوس شد و از عشاير و قبايل اطراف كمك طلبيد . بدين ترتيب ، منطقهاى كه سپاه تبليغى در آنجا فرود آمده بود ، با نيروهاى « عامر » محاصره شد .
سپاه تبليغى اسلام ، نه تنها مبلغان ارشد و زبردستى بودند ، بلكه مردمى شجاع و رزمنده به شمار مىرفتند . آنان تسليم را براى خود ننگ دانسته ، دست به قبضه شمشير بردند و پس از جنگى خونين ، همه شربت شهادت نوشيدند ، جز « كعب بن زيد » كه با بدن مجروح خود را به مدينه رساند و جريان را اطلاع داد . « 1 »
اين فاجعهء جانسوز و بزرگ ، عالم اسلام و مسلمانان را سخت ناراحت ساخت و پيامبر مدتها به ياد شهداى « بئر معونه » بود .
اين دو حادثهء جان گداز ، همگى از نتايج سوء شكست احد بود كه جرأت قبايل اطراف را براى كشتن مسلمانان زياد كرد .
غرضورزى خاورشناسان
خاورشناسان كه از خراش صورت يك مشرك انتقاد كرده و به اسلام و مسلمانان مىتازند و اصرار دارند كه اثبات كنند كه آيين اسلام در سايه شمشير پيش رفته است ، در برابر اين دو حادثه رقتبار ، لب فروبسته و كوچكترين سخنى دربارهء آن نگفتهاند .
در كجاى جهان ، سپاه علم و دانش را از دم تيغ مىگذرانند ؟ اگر آيين اسلام در سايهء شمشير پيشرفت كرده است ، پس اين دستههاى تبليغى براى چه ، جان بر كف نهاده و در راه نشر آيين اسلام جان سپردهاند .
اين دو حادثه نكتههاى تازه و آموزندهاى دارد . قدرت ايمان ، فداكارى و جانبازى ،
هامش
( 1 ) . واقدى ، المغازى ، ج 1 ، ص 364 - 369 .