اين حادثهء جان گداز ، حال پيامبر را دگرگون و همه مسلمانان را غرق اندوه ساخت .
« حسان بن ثابت » شاعر زبردست مسلمانان اشعار غمانگيزى سرود كه ابن هشام در سيره خود نقل كرده است . پيامبر گرامى از اين نگران بود كه جريان تكرار شود و از اين راه سپاه تبليغ كه با زحمتهاى زيادى تربيت مىشدند ؛ ضربههاى غير قابل جبرانى ببينند و اين نيروى مقدس دست خوش سوء قصد گروهى پليد شوند .
مدتها نعش اين مبارز مذهبى بالاى چوبه دار بود و گروهى در اطراف آن پاس مىدادند ؛ تا اينكه به دستور پيامبر دو نفر از مسلمانان دلير ، شبانه نعش او را پايين آورده و دفن كردند . « 1 »
فاجعهء بئر معونه
در ماه صفر سال چهارم ، پيش از آنكه خبر شهادت فرزندان اسلام ، در سرزمين « رجيع » به پيامبر برسد ، « ابو براء عامرى » وارد مدينه شد . پيامبر او را به آيين اسلام دعوت كرد ، او نپذيرفت و به حضرتش عرض كرد ، اگر سپاه تبليغ نيرومندى را روانهء صفحات « نجد » كنيد ، اميد است ايمان بياورند ، زيرا تمايلات آنها به توحيد زياد است . پيامبر فرمود : از حيله ، عداوت و دشمنى مردم « نجد » بيم دارم . « ابو براء » گفت :
ستون اعزامى شما در پناه من هستند و من ضمانت مىكنم كه آنها را از هر حادثهء سوء حفظ كنم .
چهل نفر از رجال علمى اسلام كه حافظ قرآن و احكام بودند ، به فرماندهى « منذر » رهسپار منطقهء « نجد » گرديدند و در كنار « بئر معونه » منزل كردند . پيامبر نامهاى كه مضمون آن دعوت به آيين اسلام بود ، به يكى از سران « نجد » به نام « عامر بن الطفيل » نوشت و يك نفر از مسلمانان مأمور شد كه نامهء پيامبر را به « عامر » برساند . او نه تنها نامه پيامبر را نخواند ، بلكه حامل نامه را نيز به قتل رسانيد . آنگاه قبيله خود را بر كشتن
هامش
( 1 ) . سفينة البحار ، ج 1 ، ص 372 .