تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨

كشتار بىرحمانه مبلغان اسلام

گروهى از نمايندگان قبايل « عضل » و « قاره » از در حيله وارد شده ، به حضور پيامبر شرف‌ياب شدند و چنين گفتند : اى پيامبر خدا ! قلب‌هايمان متوجه اسلام شده و محيط ما نيز براى پذيرش اسلام آماده است . لازم است گروهى از ياران خود را همراه ما اعزام فرماييد كه در ميان قبيله ما تبليغ كنند و قرآن را به ما بياموزند و از حلال و حرام خدا آگاه سازند . « 1 » پيامبر وظيفه داشت كه به نداى اين گروه كه نمايندگان قبيله‌هاى بزرگى بودند پاسخ مثبت بدهد و وظيفه مسلمانان است كه به هر قيمتى باشد ، از اين فرصت استفاده كنند . از اين‌رو ، پيامبر دسته‌اى را به فرماندهى « مرثد » همراه نمايندگان قبايل ، به آن نقاط فرستاد . اين دسته ، همراه نمايندگان قبيله از مدينه خارج و از قلمرو قدرت مسلمانان دور شدند و به آبگاهى به نام « رجيع » رسيدند . در آنجا نمايندگان قبايل ، نيت‌هاى پليد خود را ابراز كردند و از قبيله « هذيل » كمك گرفتند و مصمم شدند كه افراد اعزامى را دست‌گير و نابود كنند . مسلمانان در آن نقطه - در حالى كه دسته‌هاى مسلح ، آن‌ها را احاطه كرده بودند - پناه‌گاهى جز قبضه‌هاى شمشير خود نداشتند . از اين جهت ، دست به قبضه‌هاى شمشير برده و براى دفاع از خود ، آماده شدند . دشمنان آنان ، سوگند ياد كردند كه ما منظورى جز دست‌گيرى شما نداريم و مقصد ما اين است كه شما را به مقامات قريش زنده تحويل دهيم و در برابر آن مبلغى پول از آن‌ها بگيريم . مسلمانان به يكديگر نگريستند و بيشتر آن‌ها تصميم گرفتند كه نبرد كنند و به آنان گفتند : ما از مشرك و بت‌پرست پيمان نمىپذيريم ، سپس دست به شمشير بردند و
هامش
( 1 ) . نمايندگان به پيامبر چنين گفتند : إنّ فينا إسلاما فاشيا فابعث معنا نفرا من أصحابك يقرءوننا القرآن و يفقّهوننا في الإسلام « واقدى ، همان ، ج 1 ، ص 354 » .