به طور گستردهتر نقل كرده و جمله مزبور را با مختصر تغييرى آورده است . اما صورت جريان با آنچه در كتابهاى اهل تسنن است فرق دارد ، زيرا او صريحا نقل مىكند كه پس از سپرى شدن شب هجرت ، در دو شب بعد ، على همراه « هند بن ابى هاله » فرزند خديجه و ربيب پيامبر در نيمههاى شب به محضر رسول خدا شرفياب شدند . در يكى از آن شبها پيامبر به على فرمود : « إنّهم لن يصلوا من الآن إليك يا علي بأمر تكرهه . »
اين جمله تقريبا همان جملهاى است كه ابن هشام و طبرى و ابن اثير نقل كردهاند ، ولى بنا به نقل مرحوم شيخ طوسى ، رسول گرامى چنين اطمينان خاطر را در شب دوم يا سوم به او داده است ، نه شب اول . گذشته از همهء اينها ، كلام خود على عليه السّلام بهترين گواه ما است .
على عليه السّلام آشكارا اين عمل را يك نوع فداكارى و جانبازى در طريق حقيقت شمرده است . چنان كه در اشعارى كه نقل مىگردد ، اين حقيقت منعكس است . اين اشعار در الفصول المهمه و غيره وارد شده است . « 1 »
خلاصهء معناى اشعار اين است :
من با جانم ، بهترين كسى را كه به روى زمين قدم گذاشته ، نيكوترين مردى كه خانه خدا و حجر اسماعيل را طواف كرده است ، حفظ كردم . آن شخص عالى قدر محمد بن عبد اللّه است و من هنگامى دست به اين امر زدم كه كافران بر ضد وى نقشه مىكشيدند .
در اين موقع خداى بزرگ او را از مكر آنها حفظ كرد ، من در بستر وى شب را به صبح آورده و در انتظار دشمن بودم و خود را آماده مرگ و اسارت كرده بودم .
هامش
( 1 ) .وقيت بنفسي خير من وطأ الحصا * و أكرم خلق طاف بالبيت العتيق و بالحجرمحمد لمّا خاف أن يمكروا به * فوقاه ربّي ذو الجلال من المكرو بتّ أراعي منهم ما يسوؤني * و قد نفس على القتل و الأسرو بات رسول اللّه في الغار آمنا * و ما زال في حفظ الإله و في الستر« الفصول المهمة ، ص 48 » .