با اين جملههاى رسا و تعبيرهاى صريح ، هرگز جا ندارد به گفتهء ابن هشام - كه قراين زيادى بر اشتباه او هست - اعتماد كنيم و احتمال قوى مىرود كه منشأ اين اشتباه ، اين باشد كه وى سيره « ابن اسحاق » را تلخيص كرده است .
از آنجا كه نظر وى اين بوده كه مطالب را فشرده نقل كند ، تنها به نقل اصل جمله اكتفا كرده و چون ظرف گفتن اين جمله كه همان شب دوم يا سوم بوده ، در نظرش اهميت نداشته است ؛ از اين رو ، از نقل آن صرف نظر نموده و مطلب را به گونهاى ادا كرده كه گويا تمام اين جريانها در همان شب هجرت اتفاق افتاده است .
مؤيد ديگر ، حديث معروفى است كه بسيارى از دانشمندان سنى و شيعه نقل كردهاند كه در آن شب ، خداوند به جبرئيل و ميكائيل خطاب كرد كه اگر من براى يكى از شما مرگ و براى ديگرى زندگى را مقدر سازم ؛ كدام يك حاضريد ، مرگ را بپذيريد و زندگى را به ديگرى واگذار كنيد ؟ هيچ كدام تن به اين كار ندادند . در اين هنگام فرمود : اكنون على مرگ را براى خود خريده و جان خود را فداى زندگى پيامبر كرده است . سپس دستور داد كه بر روى زمين فرود آيند و حراست و حفاظت على را به عهده بگيرند . « 1 »
دليل دوم كه نظر ابن تيميه را مىرساند كه على ، سرانجام كار را مىدانست ، همان دستور ردّ امانات است كه حكايت از آن بود كه رسول خدا مىدانست وى در اين حادثه گزندى نخواهد ديد ؛ از اين رو او را مأمور رد امانات ساخت ، ولى گمان ما اين است كه اگر دنباله جريان به طور صريح گفته شود ، شايد اين مشكل نيز از بين برود .
دنباله جريان مهاجرت پيامبر
مراحل ابتدائى نجات پيامبر با نقشهاى صحيح صورت گرفت ، پيامبر گرامى در دل
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 19 ، ص 39 ، نقل از أحياء العلوم غزالى .