كممايه و بىظرفيت ، تحت تأثير سخنان وى واقع شده و بدون تحقيق و سؤال از اهل فن ، مطالب او را در ميان عوام اشاعه مىدهند تا « عوام الناس » تصور كنند كه گويندهء اين سخن از اهل تحقيق است . غافل از آنكه اين سخن از مرد منحرفى است كه همكيشانش او را تكذيب و تكفير كردهاند .
او مىگويد : خوابيدن على در بستر پيامبر فضيلت نيست ، زيرا على از دو طريق فهميده بود كه آن شب آسيبى به وى نخواهد رسيد :
الف ) از گفتار خود پيامبر كه صادق و مصدق است ، آنجا كه در همان شب به او فرمود : « در بستر من بخواب و آسيبى به تو نخواهد رسيد » . « 1 »
ب ) پيامبر امانات و اداى قرضها را بر عهده وى گذاشت و طبعا مىدانست كه جانشين او كشته نمىشود و گرنه اين تكليف را متوجه ديگران مىكرد و خود على از توصيه فهميد كه در اين صحنه گزندى نخواهد ديد و با انجام وظايفى كه رسول خدا معين كرده است ، موفق خواهد گرديد .
پاسخ : پيش از آنكه به طور تفصيل به پاسخ هر دو سخن بپردازيم ؛ اجمالا بايد گفت :
ابن تيميه ، با انكار فضيلتى ، فضيلت بالاترى را ثابت كرده است ، زيرا يا ايمان على به صدق گفتار پيامبر ايمانى عادى بود ، يا اينكه او به گفتار وى ايمانى قوى و فوق العاده داشت و كليه گفتارهاى پيامبر در نظرش در پرتو ايمان قوى مانند روز روشن بوده است .
بنا به فرض اول ، هرگز على علم به بقاى سلامتى خود نداشته است ، زيرا هرگز براى چنين طبقهاى ( و على مسلما از آن طبقه نبوده است ) از گفتار پيامبر ، علم قطعى پيدا نمىشود و اگر به ظاهر بپذيرند ، در خاطر تشويش خواهند داشت . و اگر در لحظههاى خطر در جايگاه آنها بخوابند ، تشويش و اضطراب و احتمالات زيادى جوانب قلب آنان را فرا مىگيرد و هر دم هيولاى مرگ در نظرشان مجسم مىشود .
هامش
( 1 ) . فإنّه لا يخلص إليك شيء تكرهه .