إنّهم لن يصلوا إليك من الآن بشيء تكرهه ؛ از اين به بعد آسيبى به تو نخواهد رسيد .
چنان كه ملاحظه كرديد پيامبر موقعى به على دستور داد امانات مردم را رد كند كه « ليلة المبيت » سپرى شده بود . هنگامى امر كرد كه خود در آن لحظه آماده خروج از غار بود .
حلبى مىنويسد : « 1 » على در يكى از شبها كه در غار ثور خدمت پيامبر رسيد . از جمله سخنان آن حضرت به على ، رد امانات و اداى قروض وى بوده است .
آنگاه از مؤلف كتاب الدر نقل كرده كه على پس از شب هجرت باز با پيامبر ملاقات كرده است .
خلاصهء سخن : جايى كه شيخ شيعه مانند طوسى ، با سندهاى معتبرى نقل مىكند كه فرمان ردّ امانات پس از ليلة المبيت صادر شده ، ديگر ما نبايد در برابر اين نقل صحيح صفآرايى كرده و مشغول سرگرم كردن عوام شويم . و اينكه مورّخان اهل تسنن مطلب را طورى نقل كردهاند كه ظاهر آن مىرساند ، تمام سفارشهاى پيامبر در يك شب - كه همان شب هجرت باشد - صورت گرفته است ، قابل توجيه است و بعيد نيست عنايت آنها فقط به نقل اصل مطالب بوده و تعيين وقت صدور اين فرمانها و وصايا در نظر آنان چندان اهميت نداشته است .
خروج از غار
على عليه السّلام به دستور پيامبر ، سه شتر همراه راهنماى امينى به نام « اريقط » در شب چهارم به طرف غار فرستاد . نعرهء شتر با صداى آرام راهنماى آنان به گوش رسول خدا رسيد و با هم سفر خود از غار پايين آمده و سوار شتر شدند و از طرف پايين مكّه روى خط ساحلى ، با طىّ منازلى كه تمام خصوصيات آنها در سيره ابن هشام ، و پاورقى تاريخ ابن اثير « 2 » قيد شده است ، عازم يثرب گرديدند .
هامش
( 1 ) . سيرهء حلبى ، ج 2 ، ص 35 .
( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 491 و الكامل في التاريخ ، ج 2 ، ص 75 .