شب به غار « ثور » پناه برد و نقشهء توطئهچينان را خنثى كرد . او كوچكترين اضطرابى در خود احساس نمىكرد . حتى همسفر خود را در لحظههاى حساس با جملهء :
لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا
« 1 » ؛ غم مخور خدا با ما است . تسلّا مىداد . سه شبانه روز از عنايات خداوند بزرگ بهرهمند بودند ؛ على و هند بن ابى هاله فرزند خديجه ( بنا به نقل شيخ طوسى در امالى ) و عبد اللّه بن ابى بكر و عامر بن فهيره ، چوپان گوسفندان ابو بكر ( بنا به نقل بسيارى از مورخان ) به محضر رسول اكرم شرفياب مىشدند .
ابن اثير « 2 » مىنويسد : فرزند ابى بكر ، شبها تصميمات قريش را براى رسول خدا و پدرش نقل مىكرد . چوپان وى شبها ، مسير گوسفندان را طورى قرار مىداد كه از نزديكى غار عبور كنند تا پيامبر و مصاحب وى از شير آنها استفاده كنند و هنگام مراجعت عبد اللّه جلوى گوسفندان راه مىرفت تا اثر پايش از بين برود .
« شيخ » در امالى مىگويد : در يكى از شبها ( پس از شب هجرت ) كه على و « هند » شرفياب محضر رسول خدا مىشدند ، پيامبر به على دستور داد كه دو شتر براى ما ( پيامبر و هم سفر او ) تهيه كن . در اين موقع ابو بكر عرض كرد : من دو شتر قبلا براى شما و خودم آماده ساختهام . پيامبر فرمود : من با پرداخت قيمت آن حاضرم قبول كنم .
سپس به على دستور داد كه قيمت شتر را بپردازد .
از جمله وصاياى رسول گرامى در آن شب ، در غار « ثور » اين بود كه على فردا در روز روشن با صداى رسا اعلام كند كه هر كس پيش محمد امانتى دارد ، يا از او طلب كار است بيايد پس بگيرد . سپس دربارهء مسافرت « فواطم » ( مقصود فاطمه عزيز خود ، فاطمه بنت اسد و فاطمه دختر زبير است ) سفارش فرمود و دستور داد كه على مقدمات سفر آنها را و كسانى كه از بنى هاشم مايل به مهاجرت باشند فراهم سازد . و در چنين موقع جملهاى را كه دستآويز ابن تيميه در دليل اول بود ، بيان فرمود :
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) آيه 40 .
( 2 ) . الكامل في التاريخ ، ج 2 ، ص 73 .