تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
از بزرگ‌ترين فضايل امير مؤمنان بشمارند و او را مردى جانباز و فداكار معرفى كنند . در تفسير و تاريخ هر موقع رشتهء سخن به اينجا كشيده شده ، نزول آيهء ياد شده را دربارهء او مسلم گرفته‌اند . « 1 » اين حقيقت هرگز فراموش شدنى نيست . چهرهء واقع را مىتوان تا مدتى پوشيده نگاه داشت ، ولى سرانجام نور حقيقت پرده اوهام را مىدرد و آفتاب حقيقت از پس ابرها مىدرخشد . دشمنى معاويه با خاندان نبوت و بالاخص امير مؤمنان جاى گفت‌وگو نيست . وى خواست با تطميع بعضى از ياران پيامبر ، صفحات درخشان تاريخ را با جعل اكاذيب لكه‌دار سازد . اما در اين كار موفقيتى به دست نياورد . « سمرة بن جندب » كه در زمان رسول گرامى مىزيست ، در اواخر عمر به دربار معاويه متوسل شده و با اخذ مبلغى حقايق را تحريف مىكرد . معاويه جدا از او خواست كه به منبر برود و نزول آيه ياد شده را دربارهء على تكذيب كند و به مردم بگويد اين آيه در حقّ قاتل على « عبد الرحمن بن ملجم » نازل شده است و در برابر اين عمل كه به قيمت دين او تمام مىشد ، صد هزار درهم بگيرد . « سمره » راضى نشد و معاويه نرخ معامله را بالا برد تا به چهار صد هزار درهم رسانيد و او را راضى ساخت . پير آزمند ، دست به تحريف حقايق زد و تاريخ زندگى خود را - كه از زمان پيامبر سياه بود - سياه‌تر ساخت . او در يك مجمع عمومى به مردم گفت : مقصود از اين آيه ، عبد الرحمن بن ملجم است و هرگز اين آيه درباره على نازل نشده است . گروهى ساده‌لوح سخن وى را پذيرفته و هرگز به فكرشان خطور نكرد كه عبد الرحمن يمنى ، در روز نزول آيه در محيط حجاز نبوده و شايد از مادر متولد نشده بود ، ولى چهرهء حقيقت با اين پرده‌ها هرگز پوشيده نشد . خاندان معاويه و حكومت وى دست خوش حوادث شدند ، آثار دروغ‌پردازان دورهء وى از ميان رفت و بار ديگر
هامش
( 1 ) . مسند احمد ، ج 1 ، ص 87 و كنز العمّال ، ج 6 ، ص 407 و در كتاب الغدير ، ج 2 ، ص 44 - 45 ، مدارك نزول اين آيه درباره امام على عليه السّلام مشروحا نقل شده است .