« ابو بكر » در غار ثور - كه در جنوب مكّه ( نقطهء مقابل مدينه ) است - به سر برده است و چندان روشن نيست كه اين مصاحبت چگونه صورت گرفته و اين نقطه در تاريخ كاملا مبهم است : عدهاى معتقدند كه اين مصاحبت اتفاقى بوده و رسول خدا او را در راه ديد و همراه خود برد . برخى نقل كردهاند كه پيامبر همان شب به خانه ابى بكر رفت و نيمه شب هر دو نفر ، خانه را به قصد غار ثور ترك گفتند . گروهى نيز مىگويند :
ابو بكر به سراغ پيامبر آمد و على او را به مخفىگاه او راهنمايى كرد . « 1 » در هر حال بسيارى از سيرهنويسان اين مصاحبت را از مفاخر خليفه مىدانند و اين جريان را درباره فضايل او با آب و تاب نقل مىكنند .
قريش در پيدا كردن پيامبر از پاى نمىنشينند
شكست قريش سبب شد كه نقشه را عوض كنند و با بستن راهها و گماردن مراقبان ، تمام راههاى مدينه را ببندند و افراد ماهرى را كه در شناسايى ردّ پاى اشخاص مهارت كامل داشتند استخدام كنند تا به هر قيمتى است از رد پايش جايگاه او را به دست آورند . ضمنا اعلان كردند كه : هر كس از پناهگاه محمد اطلاع صحيحى بياورد ، صد شتر به عنوان جايزه به او داده خواهد شد .
گروهى از قريش دست به كار شدند ؛ آنان بيشتر در قسمتهاى شمالى مكّه - كه راه مدينه است - فعاليّت مىكردند . در صورتى كه پيامبر براى ابطال نقشهء آنها ، به طرف جنوب مكّه رفته و در غار « ثور » كه نقطه مقابل مدينه است مخفى شده بود .
قيافهشناس معروف مكّه ، « ابو كرز » با ردّ پاى پيامبر آشنا بود ، روى اين اصل تا نزديكى غار آمد و گفت : خطمشى پيامبر تا اين محل بوده است ؛ احتمال دارد كه او در غار پنهان شده باشد ، كسى را مأمور كرد كه به داخل غار برود . آن شخص هنگامى كه برابر غار آمد ، ديد تارهاى غليظى بر دهانه آن تنيده شده و كبوتران وحشى در آنجا تخم
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 100 .