تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨

ابو جهل در كمين رسول خدا مىنشيند

پيشرفت روزافزون اسلام ، قريش را سخت ناراحت كرده بود . روزى نبود كه گزارشى دربارهء گرايش فردى از تيره‌هاى قريش به آنان نرسد . از اين‌رو ، شعلهء غضب در درونشان زبانه مىكشيد . فرعون مكّه ، « ابو جهل » روزى در محفل قريش چنين گفت : شما اى گروه قريش مىبينيد كه محمّد چگونه دين ما را بد مىشمرد و به آيين پدران ما و خدايان آن‌ها بد مىگويد و ما را بىخرد قلمداد مىنمايد . « 1 » به خدا سوگند ! فردا در كمينش مىنشينم و سنگى را در كنار خود مىگذارم ، هنگامى كه محمد سر به سجده مىگذارد ، سر او را با آن مىشكنم . فرداى آن روز ، پيامبر براى نماز وارد مسجد الحرام شد و ميان « ركن يمانى » و « حجر الاسود » براى نماز ايستاد . گروهى از قريش - كه از تصميم ابو جهل آگاه بودند - به فكر فرو رفته بودند كه آيا ابو جهل در اين مبارزه پيروز مىگردد يا نه . پيامبر گرامى سر به سجده نهاد ، دشمن ديرينهء او از كمينگاه برخاست و نزديك پيامبر آمد ، ولى چيزى نگذشت كه رعب عجيبى در دلش پديد آمد ، لرزان و ترسان با رنگى پريده به سوى قريش برگشت . همه به طرفش دويدند و گفتند : چه شد « ابا حكم ! » ؟ وى با صدايى بسيار ضعيف و ترسان و مضطرب گفت : منظره‌اى در برابرم مجسم گشت كه در تمام عمرم نديده بودم و از تصميم خود منصرف گشتم . بىشك يك نيروى غيبى به فرمان خدا به كمك پيامبر برخاسته و چنين منظره‌اى را پديد آورده و وجود پيامبر را طبق وعدهء قطعى الهى « إنّا كفّيناك المستهزئين ؛ ما از شرّ مسخره كنندگان تو را نگاه مىداريم » از گزند دشمن حفظ كرده بود . نمونه‌هاى زيادى از آزار « قريش » در صفحات تاريخ ثبت است و « ابن اثير » « 2 »
هامش
( 1 ) . إنّ محمدا قد أتى ما ترون من عيب ديننا ، و شتم آبائنا ، و تسفيه أحلامنا ، و شتم آلهتنا « سيره ابن هشام ، ج 1 ، ص 298 - 299 » . ( 2 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 47 .