تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
قريش ، اسلام حمزه را بزرگ‌ترين عامل ترقى و تقويت مسلمانان دانستند ؛ « 1 » از اين جهت ، به فكر تهيهء نقشه‌هاى ديگرى افتادند كه بعدا به تفصيل دربارهء آن سخن خواهيم گفت . برخى از مورّخان مانند ابن كثير شامى « 2 » اصرار دارد كه برساند : « عكس العمل اسلام « ابو بكر » و « عمر » كمتر از انعكاس اسلام حمزه نبوده و اسلام اين دو خليفهء بزرگ ، وسيله‌اى براى عزت و تقويت مسلمانان و آزادى آنان گرديد » . البته بىترديد هر فردى به سهم خود در تقويت و نفوذ اسلام مؤثر بود و هيچ‌گاه نمىتوان گفت كه عكس العمل اسلام اين دو خليفه به اندازه تأثير اسلام حمزه بود ، زيرا حمزه كسى است كه وقتى شنيد ، بزرگ قريش به رسول گرامى ناسزا گفته ، بدون اينكه كسى را از مقصد خود آگاه كند ، به سراغ ناسزاگو رفت و از او سخت انتقام گرفت و كسى جرأت نكرد كه در برابرش مقاومت كند . سيره‌نويس بزرگ اسلام ، « ابن هشام » دربارهء ابو بكر مطلبى را نقل مىكند كه حاكى از آن است روزى كه ابو بكر در جرگه مسلمانان وارد شد ، نه از خود مىتوانست دفاع كند و نه از پيامبر . متن جريان از اين قرار است : « روزى رسول اكرم از كنار اجتماع « قريش » مىگذشت ، يك مرتبه قريشيان از هر طرف او را احاطه كردند و هر كدام به عنوان تمسخر سخنان پيامبر را دربارهء بتان و روز رستاخيز ، بازگو كرده و گفتند كه تو چنين مىگويى ؟ . . . رسول گرامى در پاسخ آن‌ها چنين فرمود : « نعم أنا الّذي أقول ذلك ؛ آرى ! گويندهء اين‌ها من هستم . » از آنجا كه قريش ميدان را از هرگونه مدافع خالى ديدند ، تصميم گرفتند كه او را بكشند ، لذا مردى جلو آمد ، اطراف لباس‌هاى پيامبر را گرفت . ابو بكر در كنار پيامبر بود به يارى پيامبر برخاست ؛ در حالى كه گريه مىكرد و مىگفت : « أ تقتلون رجلا أن يقول ربّي اللّه ؟ آيا شايسته است كه مرد موحّدى را بكشيد . » سپس ( روى عللى ) از
هامش
( 1 ) . الكامل في التاريخ ، ج 2 ، ص 56 . ( 2 ) . البداية و النهايه ، ج 3 ، ص 26 - 32 .