دشمنان سرسخت پيشواى بزرگ مسلمانان بود . چون عشيرهء رسول خدا دفاع از حضرت را بر عهده گرفته بودند ، وى براى انتقام ، غلام تازه مسلمان خود را در ملأ عام شكنجه مىداد و او را در گرمترين روزها با بدن برهنه روى ريگهاى داغ مىخوابانيد و سنگ بسيار بزرگ و داغى را روى سينهاش مىنهاد و او را با جملهء زير مخاطب مىساخت : « دست از تو برنمىدارم تا اينكه به همين حالت جان بسپارى و يا از اعتقاد به خداى محمد برگردى و لات و عزّى را بپرستى ! » . « 1 »
بلال در برابر آن همه شكنجه ، گفتار او را با دو كلمه - كه روشنگر پايهء استقامت او بود - پاسخ داد و چنين گفت : أحد ، أحد ؛ خدا يكى است ! و هرگز به آيين شرك و بتپرستى برنمىگردم . استقامت اين غلام سياه كه اسير سنگدلى بود ، اعجاب ديگران را برانگيخت . حتى « ورقة بن نوفل » بر وضع رقت بار او گريست و به « اميّه » گفت : به خدا سوگند ! اگر او را با اين وضع بكشيد ، قبرش را زيارتگاه خواهم ساخت . « 2 »
گاهى اميّه شدت عمل بيشترى نشان مىداد ، ريسمانى به گردنش مىافكند و به دست بچهها مىداد تا او را در كوچهها بگردانند . « 3 »
در جنگ بدر ، نخستين جنگ اسلام اميّه با فرزندش اسير شدند ، برخى از مسلمانان به كشتن اميّه رأى نمىدادند ، ولى بلال گفت : او پيشواى كفر است و بايد كشته شود . بر اثر اصرار وى ، پدر و پسر به كيفر اعمال ظالمانه خود رسيدند و هر دو كشته شدند .
2 . عمار ياسر و پدر و مادر او
عمار و والدين او ، از پيشگامان اسلاماند . آنان روزى كه مركز تبليغاتى رسول
هامش
( 1 ) . لا تزال هكذا حتى تموت أو تكفر بمحمد و تعبد اللّات و العزّى .
( 2 ) . سيره ابن هشام ، ج 1 ، ص 318 .
( 3 ) . الطبقات ابن سعد ، ج 3 ، ص 233 و براى اطلاع بيشتر از رشادت و بردبارى بلال ، به مجلهء مكتب اسلام ، سال نهم شمارههاى 5 و 7 مقالهء « بلال حبشى مؤذن پيامبر اكرم » به قلم نگارنده مراجعه بفرماييد .