خدا ، خانهء « ارقم بن ابى الارقم » بود ، اسلام آوردند . وقتى مشركان از ايمان آنان آگاه شدند ، در آزار و شكنجه آنان كوتاهى ننمودند . « ابن اثير » « 1 » مىنويسد :
مشركان ، اين سه نفر را در گرمترين مواقع مجبور مىكردند كه خانهء خود را ترك بگويند و در زير آفتاب گرم و باد سوزان بيابان به سر ببرند . اين شكنجه آن قدر تكرار شد كه ياسر در آن ميان جان سپرد . روزى در اين خصوص همسرش « سميه » به ابو جهل پرخاش نمود و آن مرد سنگدل و بىرحم نيزهء خود را ، در قلب وى فرو برد و او را كشت . وضع رقت بار اين زن و مرد ، پيامبر گرامى را منقلب كرد . روزى پيامبر اين منظره را ديد و با چشمهاى اشك بار ، رو به آنان كرد و فرمود :
اى خاندان ياسر ! شكيبايى را پيشه سازيد كه جايگاه شما بهشت است .
پس از مرگ ياسر و همسرش ، مشركان دربارهء « عمار » شدت عمل به خرج داده ، او را نيز مانند بلال شكنجه دادند . وى براى حفظ جان خود ناگزير شد كه در ظاهر ، از اسلام خود بازگردد ، ولى فورا پشيمان شد و با ديدگان گريان به محضر رسول خدا شتافت و با ناراحتى جريان را شرح داد . رسول گرامى صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : آيا تزلزلى در ايمان باطنى تو رخ داده است ؟ عرض كرد : قلبم لبريز از ايمان است . فرمود : كوچكترين ترس به خود راه مده و براى رهايى از شرّ آنان ، ايمان خود را مستور بدار . اين آيه در مورد ايمان عمار نازل گرديد :
إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ
« 2 » ؛ مگر آن كس كه مورد اكراه قرار گيرد ، ولى قلب او از ايمان سرشار است . « 3 »
معروف است كه ابو جهل تصميم گرفت خاندان ياسر را - كه از بىپناهترين افراد بودند - شكنجه كند . از اينرو ، دستور داد كه آتش و تازيانه آماده نمايند ، آنگاه ياسر ، سميه و عمار را كشانكشان به آنجا بردند و با نيش خنجر و آتش برافروخته و
هامش
( 1 ) . الكامل في التاريخ ، ج 2 ، ص 45 .
( 2 ) . سيره ابن هشام ، ج 1 ، ص 320 .
( 3 ) . نحل ( 16 ) آيه 106 .