در كربلا از ياران شجاع و فداكار امام بود . شب عاشورا كه امام از ياران خواست از تاريكى شب استفاده كرده ، از صحنه خارج شوند ، يكى از كسانى بود كه برخاست و ضمن اعلام وفادارى و مقاومت تا شهادت ، گفت : « و اللّه لو علمت انّى اقتل ثمّ احيى ثمّ احرق ثمّ اذرى يفعل بىذلك سبعين مرّة ما تركتك فكيف و انّما هى قتلة واحدة ثمّ الكرامة الى الأبد . » « 1 » به خدا قسم اگر هفتاد بار كشته شوم ، سوزانده شوم و خاكسترم بر باد رود ، هرگز تو را رها نخواهم كرد ، تا چه رسد به اينكه اكنون يك بار كشته شدن است ، سپس كرامت ابدى است . روز عاشورا ، رجز مسلم بن عوسجه در مبارزه چنين بود :
ان تسئلوا عنّى فانّى ذو لبد * من فرع قوم فى ذرى بنى اسد
فمن بغانا حايد عن الرّشد * و كافر بدين جبّار صمد « 2 »
كه حاكى از بصيرت دينى و دشمنشناسى او و كافر دانستن جبههء مخالف است . سپاه دشمن چون در نبرد تن به تن ياراى جنگيدن با او را نداشتند ، او را سنگباران كردند . چون مسلم به زمين افتاد ، رمقى در تن داشت كه حسين بن على « ع » و حبيب بن مظاهر خود را به او رساندند . امام او را دعا كرد و حبيب چون نزديك او آمد ، مسلم او را توصيه نمود كه مبادا حسين « ع » را تنها گذارد . « 3 »
- حبيب بن مظاهر ، معقل
مسلم بن كثير ازدى
از شهداى كربلا ، وى از طايفهء ازد ، و از تابعين بود . بعضى هم او را از اصحاب شمردهاند . در برخى جنگها در ركاب على « ع » مجروح شده و از ناحيهء پا آسيبديده بود .
در حادثهء عاشورا ، از كسانى بود كه به قصد حسين بن على « ع » از كوفه بيرون آمد و نزديكيهاى كربلا به آن حضرت پيوست و روز عاشورا در حملهء نخستين به شهادت رسيد . « 4 » نام او را اسلم بن كثير و سليمان بن كثير هم نقل كردهاند . « 5 » در زيارت ناحيهء مقدسه نيز از او ياد شده است .
هامش
( 1 ) - مناقب ، ج 4 ، ص 99 .
( 2 ) - همان ، ص 102 .
( 3 ) - بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 20 .
( 4 ) - عنصر شجاعت ، ج 1 ، ص 355 ؛ مناقب ، ج 4 ، ص 113 ؛ تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 215 .
( 5 ) - انصار الحسين ، ص 94 .