چشم از اشك پر و مشك من از آب تهى است * جگرم غرقه به خون و تنم از تاب تهى است
گفتم از اشك كنم آتش دل را خاموش * پر ز خوناب بود چشم من از آب تهى است
جان من مىبرد آن آب كزين مشك چكد * گشتيم غرق در آبى كه ز گرداب تهى است
دست و مشك و علمى لازمهء سقّايى است * دست عباس تو را از اين همه اسباب تهى است
مشك هم اشك به بىدستى من مىريزد * بىسبب نيست اگر مشك من از آب تهى است « 1 »
- سقّايى ، آب ، عطش ، عباس بن على « ع » ، نهر علقمه
مشكور
نام پيرمردى از هواداران اهل بيت در كوفه كه مأمور نگهبانى از طفلان مسلم بن عقيل بود . وقتى پس از يك سال زندانى بودن محمّد و ابراهيم ( پسران حضرت مسلم ) فهميد كه آن دو از بنى هاشم و دودمان نبوّتند ، آنان را مخفيانه از زندان آزاد كرد ( گرچه دوباره گرفتار شده ، به شهادت رسيدند ) . « 2 » مشكور به خاطر اين خدمت به طفلان مسلم ، از سوى ابن زياد احضار شد و به او پانصد ضربه تازيانه زدند وى در زير تازيانهها جان داد . « 3 »
- طفلان مسلم
مشهد الحسين « ع »
مشهد به معناى محلّ شهادت ، محل دفن ، حرم و مقبره است . اين تعبير به جاى مرقد سيد الشهدا به كار مىرود .
- حرم حسينى ، قبر امام حسين ، حائر
مشهد رأس الحسين « ع »
حرم و بقعهاى كه مدفن سر مطهّر سيد الشهداست ، يا مكانى كه سر آن حضرت به آنجا هم برده شده است . به اين نام ، دو محلّ يكى در شام و ديگرى در مصر وجود دارد . در شام در عسقلان مسجدى بزرگ و ضريحى عظيم است كه مردم آنجا را زيارت كرد تبرّك مىجستند . « 4 » به نوشتهء سيد محسن امين : محلّى در كنار مسجد جامع اموى در دمشق ، كه گويا محلّ نگهدارى سر مطهّر سيد الشهدا در ايّام يزيد بوده و در خزانهء آن ملعون نگهدارى
هامش
( 1 ) - از : سيد شهاب الدين موسوى « شب شعر عاشورا » شمارهء 5 ، ص 92 .
( 2 ) - بحار الانوار ، ج 45 ، ص 101 .
( 3 ) - سوگنامه آل محمد ، ص 189 به نقل از معالى السبطين .
( 4 ) - آثار البلاد و اخبار العباد ، قزوينى ، ص 278 ( چاپ امير كبير ) .