بودهاند كه شعرها و نوحههاى جنّ را به ياد عاشورا شنيده و گريستهاند ، همچون مسور بن مخرمه . « 1 » نوحههايى از قبيل اين كه :
ايّها القاتلون جَهلا حسينا * ابشِروا بِالعذابِ و التّنكيل
يا اين شعر :
ايا عينُ جُودى و لا تَجمُدى * وَ جُودى عَلى الهالكِ السيّد
فبالطّفِ امسى صريعا فقد * رُزِئنا الغداة بأمر بدىّ
و امثال اين گونه مراثى كه در كتب مقتل و روايات آمده است . « 2 » شهيد مطهّرى در اين باره مىگويد : « در « قمقام زخّار » ، قسمت زيادى از مراثى جنّىها را به صورت شعر نقل كرده است . بعيد نيست كه اين اشعار سراسر انتقاد و حنين و تحريك احساسات ، از طرف علاقهمندان و شيعيان سروده مىشده است و چون از طرف حكومت وقت ، تحت تعقيب قرار مىگرفتند ، لذا اشعارى كه مىسرودند به نام جنّى منتشر مىكردند كه هم پى گم كرده باشند و هم مردم بهتر حفظ مىكردند . » « 3 » البته شعرهاى مرثيه از قول جنّ ، غير از گريه و عزادارى ملائك و انبيا و كرّوبيان در عزاى حسينى است كه رواياتش متفاوت است .
در بارگاه قدس كه جاى ملال نيست * سرهاى قدسيان همه بر زانوى غم است
جنّ و مَلَك بر آدميان نوحه مىكنند * گويا عزاى اشرف اولاد آدم است « 4 »
- فرشتگان نوحهگر
مروان بن حكم
از سران مخالف با اهل بيت « ع » و هوادار خطّ اموى و پسر عموى عثمان كه در امور مالى و سياسى انحرافهاى فاحشى داشت و از محرّكين بر ضدّ آل على بود و سوء استفادههاى بسيارى از بيت المال در زمان عثمان داشت . وى به زبان رسول خدا « ص » لعنت شده بود . على « ع » هم روزى به او نگريست و فرمود : واى بر تو و واى بر امّت محمّد از دست تو و دودمانت ، آنگاه كه موى سرت سفيد شود . على عليه السلام او را پرچمدار گمراهى مىدانست . « 5 »
هامش
( 1 ) - عوالم ( امام حسين ) ، ص 486 .
( 2 ) - از جمله در « بحار الانوار » ج 45 ، ص 233 ( باب نوح الجنّ عليه ) ، سفينة البحار ، ج 1 ، ص 190 .
( 3 ) - حماسهء حسينى ، ج 3 ، ص 375 .
( 4 ) - محتشم كاشانى .
( 5 ) - الغدير ، ج 8 ، ص 260 تا 267 .