تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
چه اسبى به پرواز شاهين مرو * به رفتار كبك و به رقص تذرو
ركش گرم و مو نرم ، استخوان درشت * همايون برو يال و فرخنده پشت

عقبه

به معناى كوه دراز . نام يكى از منازل راه كوفه ، كه امام حسين « ع » در آنجا فرود آمد . در همانجا با پيرمردى به نام عمر بن لوذان برخورد و اوضاع كوفه را پرسيد . وى مىكوشيد امام را از رفتن به طرف نيزه‌ها و شمشيرها بازدارد . امام راه خويش را به سوى كربلا ادامه داد . « 1 »

عقر

روستايى مستحكم و داراى برج و بارو در نزديكيهاى كربلا بود . امام حسين « ع » چون در راه سفر به كوفه به آن روستا رسيد ، از نامش پرسيد ، گفتند : عقر . پرسيد : اين منطقه چه نام دارد ؟ گفتند : كربلا . چون خواست از منطقه خارج شود ، جلويش را گرفتند و در همانجا ماند ، تا حادثهء عاشورا پيش آمد . « 2 » در همان روستا بود كه زهير بن قين به آن حضرت پيشنهاد كرد به آن ده رفته ، آنجا را سنگر دفاعى خود قرار دهند ، امّا امام موافقت نكرد .

علامت

از ابزار و وسايل عزادارى امام حسين « ع » كه در هيئتها و دسته‌هاى مذهبى به كار گرفته مىشود . علامت به معناى نشانه است . اين علامتها هم نشانه‌هاى گروههاى عزادار محسوب مىشده است و كسانى هم كه آن را حمل مىكردند ، « علامت كش » بودند ، يعنى علم بردار . به نوشتهء دهخدا : « صليب مانندى كه بر چوب يا آهن افقى آن از سوى پايين شالهاى ترمه آويزند و از سوى زبر لاله و تنديسهايى از مرغ و جز آن نصب كنند و در ميان زبانه‌اى از فلزّ طويل دارد و بر نوك آن فلز پر يا گلوله‌اى از شيشهء الوان نصب كنند و اين زبانه‌هاى فلزّى كه به « تيغ » مشهور است ، سه يا پنج باشد و در مراسم عزادارى محرّم پيشاپيش دسته‌ها به حركت آرند . » « 3 » « شيئى است فلزّى و كار صنعتگران اصفهان كه قدمت آن به عهد سلاطين صفوى مىرسد ، داراى تعدادى زبانه ، گنبد ، گلدان و
هامش
( 1 ) - الحسين فى طريقه الى الشهادة ، ص 90 . ( 2 ) - موسوعة العتبات المقدسه ، ج 8 ، ص 38 ، ( به نقل از معجم البلدان ) . ( 3 ) - لغت‌نامه ، دهخدا .