عوفى ، از رجال علم و حديث شيعه بود . وى در زمان خلافت امير المؤمنين « ع » در كوفه به دنيا آمد . نام عطيّه ، به پيشنهاد آن حضرت بر وى نهاده شد . او از راويان موثق شيعه بود كه حتّى در كتب رجالى اهل سنّت هم توثيق شده است . وى به جرم تشيّع و هوادارى على « ع » از سوى حجّاج بن يوسف تحت تعقيب بود و به فارس گريخت . به دستور حجاج ، او را گرفتند و چون حاضر نشد على عليه السلام را لعن كند ، چهار صد تازيانه بر بدنش زدند و موى سر و ريش او را تراشيدند . از آن پس به خراسان رفت و پس از مدّتى به كوفه بازگشت . در كوفه بود تا در سال 111 هجرى درگذشت . « 1 »
- زيارت اربعين ، جابر ، اربعين
عقاب
پرندهء معروف قوى پنجه و تيزپرواز و شكارى كه از نيروى بسيار برخوردار است .
مجازا به اسبهاى تيزتك و چابك هم گفته شده كه در مسابقات و شكار ، سريعا به هدف مىرسد . « 2 » در ادبيات مرثيه ، اسبى كه على اكبر « ع » بر آن مىنشست ، « عقاب » خوانده شده است و گويند كه پيش از او ، از آن حسين بن على « ع » بود ، چون ذو الجناح زير پاى آن حضرت قرار گرفت ، عقاب را به على اكبر داد و در عاشورا على اكبر را بر آن نشاند :
« فوضع على مفرقه مغفرا فولاديّا و قلّده سيفا مصريّا و اركبه العقاب براقا ثانويّا » « 3 » به نقلى در شب عاشورا نيز على اكبر سوار بر آن شد و از فرات ، آب به خيمهها آورد . « 4 » نوشتهاند :
عقاب ، اسبى بود كه سيف بن ذى يزن براى رسول خدا هديه فرستاد و آن هنگام ، حضرت رسول « ص » پنجساله بود . عمر طولانى كرد و اين از خصايص پيامبر بود كه بر پشت هر اسب پيرى مىنشست ، جوان مىشد . على « ع » و امام مجتبى و سيد الشهدا هم بر آن اسب سوار شده بودند و ظهر عاشورا نيز شبه پيغمبر ، على اكبر بر آن نشست و به ميدان رفت .
پس از مجروح شدن على اكبر ، اسب مىخواست او را به خيمهها بياورد ، ولى بسبب لشكر بسيار در ميدان ، پيكر مجروح على اكبر را به سمت سپاه كوفه برد ، ( فاحتمله الى العسكر ) و اين بود كه على اكبر را قطعهقطعه كردند . « 5 »
هامش
( 1 ) - معارف و معاريف ، ج 4 ، ص 1567 .
( 2 ) - اساس البلاغه ، زمخشرى ، لغتنامه دهخدا .
( 3 ) - رياض القدس ، صدر الدين واعظ قزوينى ، ج 2 ، ص 21 .
( 4 ) - همان ، ج 1 ، ص 264 .
( 5 ) - همان ، ج 2 ، ص 38 .