تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦

عطش

تشنگى از بارزترين جلوه‌هاى سوز و غم در حادثهء كربلاست . سيد الشهدا ، عباس ، على اكبر ، على اصغر و ديگران ، همه لب تشنه و عطشان روز عاشورا جان سپردند . محروم كردن خيمه‌گاه امام حسين « ع » از آب فرات و تحميل عطش به امام و يارانش ، از موارد روشن پستى و عداوت سپاه كوفه و ابن زياد ، نسبت به آل الله است . بزرگان ، بيشتر از كودكان تحمّل تشنگى دارند و اطفال در برابر بىآبى ، زودتر بىتاب مىشوند . در كربلا ، عطش بيداد مىكرد و مشكها خالى ، لبها خشك ، جگرها سوخته ، هوا گرم ، راه فرات بسته ، و صداى العطش بلند بود .
زان تشنگان هنوز به عيّوق مىرسد * فرياد « العطش » ز بيابان كربلا « 1 »
روز عاشورا ، عباس كنار خيمه‌ها آمد ، صداى « العطش ، العطش » كودكان را شنيد . سوار بر اسب شد و مشك را برداشت و به طرف فرات رفت . چهار هزار نفر تيراندازان موكّل بر فرات ، او را محاصره كردند و ابا الفضل « ع » در اين درگيرى بود كه دستها را داد و شهيد شد . قبل از بيرون آمدن از فرات ، خواست آب بنوشد ولى « فذكر عطش الحسين » به ياد تشنگى امام افتاد و آب ننوشيد و عطشان از شريعه بيرون آمد . « 2 » على اكبر « ع » نيز روز عاشورا پس از چندين نوبت جنگيدن ، مجروح و تشنه براى آخرين وداع به خيمه‌گاه آمد ، در حالى كه به سيد الشهدا مىگفت : « يا ابة ، العطش قد قتلنى و ثقل الحديد اجهدنى » . « 3 » امام « ع » ، براى كودك تشنه‌كام و شيرخوار خود نيز بنا به نقلى از سپاه دشمن آب طلبيد ، كه بياييد سيرابش كنيد .
اگر به زعم شما من گناهكار شمايم * نكرده هيچ گناهى ، على اصغرم است اين
كه تير حرمله ، گلوى تشنهء آن شش‌ماهه را از هم دريد . « 4 »
مگر به كرب و بلا آب قيمت جان بود * كه از عطش به فلك نالهء يتيمان بود
خود سيد الشهدا نيز روز عاشورا ، براى رفع تشنگى پس از نبرد ، خواست به فرات برود و آب بنوشد كه شمر مانع شد و گفت : اى حسين ، از اين آب نخواهى نوشيد تا از
هامش
( 1 ) - محتشم كاشانى . ( 2 ) - بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 41 ، عوالم ( امام حسين ) ، ص 284 . ( 3 ) - مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 246 . ( 4 ) - حياة الامام الحسين ، ج 3 ، ص 275 .