در زيارت ناحيهء مقدسه ، دربارهء اين كودك شهيد ، آمده است : « السّلام على عبد الله بن الحسين ، الطفل الرّضيع ، المرمىّ الصّريع ، المشحّط دما ، المصعّد دمه فى السّماء ، المذبوح بالسّهم فى حجر أبيه ، لعن الله راميه حرملة بن كاهل الأسدى » . « 1 » و در يكى از زيارتنامههاى عاشورا آمده است : « و على ولدك على الأصغر الّذى فجعت به » از اين كودك ، با عنوانهاى شيرخواره ، ششماهه ، باب الحوايج ، طفل رضيع و . . . ياد مىشود و قنداقه و گهواره از مفاهيمى است كه در ارتباط با او آورده مىشود .
طفل ششماهه تبسّم نكند ، پس چه كند * آنكه بر مرگ زند خنده ، على اصغر توست
« على اصغر ، يعنى درخشانترين چهرهء كربلا ، بزرگترين سند مظلوميّت و معتبرترين زاويهء شهادت . . . چشم تاريخ ، هيچ وزنهاى را در تاريخ شهادت ، به چنين سنگينى نديده است . » « 2 » على اصغر را « باب الحوائج » مىدانند ، گرچه طفل رضيع و كودك كوچك است ، امّا مقامش نزد خدا والاست .
درِ گُلخانهء شهادت را * مىگشايد كليد كوچك ما
- حرمله ، عبد الله بن حسين بن على
علىّ اكبر « ع »
فرزند بزرگ سيد الشهدا و شبيه پيامبر كه روز عاشورا فداى دين شد . مادر على اكبر ، ليلا دختر ابى مرّه بود . در كربلا حدود 25 سال داشت . سنّ او را 18 سال و 20 سال هم گفتهاند . او اوّلين شهيد عاشورا از بنى هاشم بود . « 3 » على اكبر شباهت بسيارى به پيامبر داشت ، هم در خلقت ، هم در اخلاق و هم در گفتار . به همين جهت روز عاشورا وقتى اذن ميدان طلبيد و عازم جبههء پيكار شد ، امام حسين « ع » چهره به آسمان گرفت و گفت : « اللّهم اشهد على هؤلاء القوم فقد برز اليهم غلام اشبه النّاس برسولك محمّد خلقا و خلقا و منطقا و كنّا اذا اشتقنا الى رؤية نبيّك نظرنا اليه . . . » « 4 »
شجاعت و دلاورى على اكبر و رزمآورى و بصيرت دينى و سياسى او ، در سفر كربلا بويژه در روز عاشورا تجلّى كرد . سخنان ، فداكاريها و رجزهايش دليل آن است . وقتى امام
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 66 .
( 2 ) - اولين دانشگاه و آخرين پيامبر ، شهيد پاكنژاد ، ج 2 ، ص 42 .
( 3 ) - حياة الامام الحسين ، ج 3 ، ص 245 و مقاتل الطّالبيّين .
( 4 ) - بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 43 .