كوچههاى كوفه ، به او آب داد و به خانه برد و پذيرايى كرد . شب ، بلال پسر آن زن به خانه آمد و به وجود مسلم در آن خانه پى برد و صبح به نيروهاى ابن زياد خبر داد . طوعه ، پيشتر كنيز اشعث بن قيس بود . وى او را آزاد كرد و اسيد خضرمى با او ازدواج نمود . بلال ، ثمرهء اين ازدواج بود . « 1 »
درها همه بسته بود در قحطى مرد * فرياد نشسته بود در قحطى مرد
يك زن ، شب كوچههاى بن بست و غريب * مردانه شكسته بود در قحطى مرد
« 2 »
- مسلم بن عقيل ، اسيد خضرمى
[ ظ ]
الظّليمة الظّليمه
ظليمه ، آنچه از انسان به ناحق و ظالمانه بگيرند ، آنچه را كه نزد ظالم درخواست مىكنى . « 3 » كلماتى حاكى از ظلم و ستمى كه بر امام حسين « ع » از سوى امّت روا شد . اين تعبير ، در زيارت ناحيهء مقدّسه آمده و اينكه ذو الجناح ، اسب سيد الشهدا « ع » پس از كشته شدن امام ، همهمه كنان و اشكريزان و بىصاحب به سوى خيمهها مىآمد ، در حالى كه مىگفت : « الظّليمة الظّليمة لأمّة قتلت ابن بنت نبيّها » ، « 4 » داد از دست امّتى كه پسر دختر پيامبر خود را كشتهاند .
- ذو الجناح
هامش
( 1 ) - الكامل ، ابن اثير ، ج 2 ، ص 541 .
( 2 ) - محمد رضا سنگرى .
( 3 ) - مجمع البحرين .
( 4 ) - بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 266 ، زيارت ناحيه مقدسه ( من امّة ) .