ذخيره نكردن ، حالت صاحبان عزا و ماتم داشتن و . . . است . « 1 »
در دوران سلطهء امويان و عباسيان ، شرايط اجتماعى اجازهء مراسم رسمى و گسترده در سوگ ابا عبد الله الحسين را نمىداد ، امّا هر جا كه شيعيان ، قدرت و فرصتى يافتهاند ، سوگوارى پرشور و دامنهدارى در ايّام عاشورا به راه انداختهاند . در تاريخ است كه معز الدّولهء ديلمى اهل بغداد را به برگزارى مراسم سوگ و نوحه براى سيد الشهدا « ع » وادار ساخت و دستور داد كه بازارها را ببندند و كارها را تعطيل كنند و هيچ طبّاخى غذايى نپزد و زنان سياهپوش بيرون آيند و به عزادارى و نوحه بپردازند . اين كار را چندين سال ادامه داد و اهل سنّت نتوانستند جلوى آن را بگيرند ، چون كه حكومت ، شيعى بود . « 2 »
از قرنها پيش ، « عاشورا » بعنوان تجلّى روز درگيرى حق و باطل و روز فداكارى و جانبازى در راه دين و عقيده ، شناخته شده است . حسين بن على « ع » در اين روز ، با يارانى اندك ولى با ايمان و صلابت و عزّتى بزرگ و شكوهمند ، با سپاه سنگدل و بىدين حكومت ستم يزيدى به مقابله برخاست و كربلا را به صحنهء هميشه زندهء عشق خدايى و آزادگى و حرّيت مبدّل ساخت . عاشورا گرچه يك روز بود ، امّا دامنهء تاثير آن تا ابديّت كشيده شد و چنان در عمق وجدانها و دلها اثر گذاشته كه همهساله دههء محرم و بويژه عاشورا ، اوج عشق و اخلاص نسبت به معلّم حرّيت و اسوهء جهاد و شهادت ، حسين بن على « ع » مىگردد و همه ، حتى غير شيعه ، در مقابل عظمت روح آن آزاد مردان تعظيم مىكنند . عاشورا ، نشان دهندهء معناى « حسين منّى و انا من حسين » بود كه دين رسول خدا با خون سيد الشهدا آبيارى و احيا شد . به تعبير امام خمينى « ره » : « عاشورا ، قيام عدالتخواهان با عددى قليل و ايمان و عشقى بزرگ در مقابل ستمگران كاخنشين و مستكبران غارتگر بود . . . » ، « 3 » « اگر عاشورا نبود ، منطق جاهليّت ابو سفيانيان كه مىخواستند قلم سرخ بر وحى و كتاب بكشند و يزيد ، يادگار عصر تاريك بتپرستى كه به گمان خود با كشتن و به شهادت كشيدن فرزندان وحى اميد داشت اساس اسلام را برچيند و با صراحت و اعلام « لا خبر جاء و لا وحى نزل » بنياد حكومت الهى را بر كند ، نمىدانستيم بر سر قرآن كريم و اسلام
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 10 ، ص 394 ، سفينة البحار ، ج 2 ، ص 196 .
( 2 ) - سفينة البحار ، ج 2 ، ص 196 .
( 3 ) - صحيفهء نور ، ج 9 ، ص 57 .