احياگرى دين پيامبر در سايهء قيام عاشوراست ، يعنى پيدايش اسلام ، محمّدى است و بقاى آن ، حسينى !
گر جز به كشتنم نشود دين حق بلند * اى تيغها ، بياييد بر فرق من فرود
اين نكته در شعرى كه از زبان حسين بن على « ع » سروده شده است ( و حديث و شعر امام نيست ) اين گونه مطرح شده است :
ان كان دين محمّد لم يستقم * الّا بقتلى يا سيوف خذينى « 1 »
اگر دين محمد « ص » جز با كشته شدن من استوار نمىشود ، پس اى شمشيرها مرا دريابيد ! به تعبير امام خمينى « ره » : « با زنده نگهداشتن او اسلام زنده مىشود . « انا من حسين » ، كه روايت شده است كه پيغمبر فرموده است ، اين معنايش ، معنا اين است كه حسين مال من است ، و من هم از او زنده مىشوم . » « 2 »
حسين ، وارث آدم
نام كتابى از دكتر على شريعتى دربارهء سيد الشهدا « ع » ، كه به تحليل دو جريان هابيلى و قابيلى در تاريخ انسان پرداخته و حسين « ع » را مظهر مظلوميّت جناح هابيل معرفى كرده است . اين نام ، از فقرهاى از زيارت وارث و زيارتنامههاى ديگر بر گرفته شده است كه مىفرمايد : « السّلام عليك يا وارث آدم صفوة اللّه » و وراثت عاشورا از را جبههء تاريخى مبارزهء حق با باطل مىرساند .
- وارث ، زيارت وارث .
حسينى
منسوب به حسين « ع » ، هر چه كه نوعى انتساب ، ارتباط و شباهت با حسين « ع » داشته باشد . اين پيوند و نسبت ، هم نسبى و نژادى مىتواند باشد ، مثل آنان كه از نسل و فرزندان اويند و « سادات حسينى » محسوب مىشوند ، هم كسانى كه در فكر ، ايده و مرام همچون حسين « ع » اند . با اين حساب ، حسينيان همهء كسانى مىشوند كه رهرو راه خونين عاشورا و انقلاب اويند ، همچنان كه عاشورائيان و كربلائيان نيز پيروان مكتب خون و حماسهء سيد الشهدا « ع » محسوب مىشوند . هر چيز ديگرى هم كه ويژگيهاى خصلتى و روحى و
هامش
( 1 ) - اين شعر ، بيتى از قصيدهء بلند شاعر و خطيب كربلايى ، مرحوم شيخ محسن ابو الحبّ ( م 1305 ) است و آنچه مشهور است كه از سرودههاى سيد الشهداست ، بىاصل است . ر . ك : « تراث كربلا » ، سلمان هادى طعمه ، ص 86 .
( 2 ) - صحيفهء نور ، ج 13 ص 158 .