مختار ثقفى در سال 66 در نهضت خروج مختار ، در نزديكيهاى موصل نوشتهاند . « 1 »
حكومت رى
عمر سعد ، به هوس رسيدن به استاندارى « رى » ، حسين بن على را كشت . قرار بود به ملك رى گماشته شود كه حادثهء كربلا پيش آمد . ابن زياد ، قبل از عزيمتش به حوزهء استاندارى ، او را مأمور سركوب سيد الشهدا « ع » نمود . ابتدا مىخواست قبول نكند . ولى ديد اگر نپذيرد حكومت رى را از دست خواهد داد . بالأخره نتوانست بر جاذبهء دنيا و رياست غلبه كند . دربارهء علاقهاش به ولايت « رى » ، هر چند به كشتن حسين بن على « ع » بيانجامد ، چنين خواند :
أ أترك ملك الرّى و الرّىّ منيتى * او اصبح مأثوما بقتل حسين
و فى قتله النّار الّتي ليس دونها * حجاب و لكن لى فى الرّى قرّة عين « 2 »
و اين گونه حبّ دنيا چشم او را كور كرد . طبق برخى نقلها امام حسين « ع » پس از آنكه دلباختگى عمر سعد را به حكومت رى ديد ( روز عاشورا در يك گفتگو ) به او فرمود :
اميدوارم از گندم رى ، جز اندكى نخورى ! عمر سعد از روى تمسخر گفت : اگر از گندمش نخورم ، جو آن هم برايم كافى است . ( در برخى منابع « گندم عراق » آمده است ) « 3 »
- عمر سعد ، گندم عراق
حكيم بن طفيل
از نيروهاى عمر سعد در كربلا ، كه در كمين ابا الفضل « ع » بود . و با شمشير ، دست چپ عباس را از كار انداخت . قبلا دست راست آن حضرت با ضربهء « زيد بن ورقاء » قطع شده بود .
حلاس بن عمر راسبى
از شهداى كربلاست كه در حملهء اول در روز عاشورا به شرف شهادت نايل شد .
گفتهاند در زمان على « ع » در كوفه رئيس شهربانى اين شهر بود . سپس او و برادرش نعمان ، همراه عمر سعد بودند . امّا سرانجام متحوّل شده و به اردوگاه امام حسين « ع » پيوستند . « 4 » در
هامش
( 1 ) - مروج الذهب ، ج 3 ، ص 97 .
( 2 ) - الخصائص الحسينيّه ، شيخ جعفر شوشترى ، ص 71 .
( 3 ) - مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 248 .
( 4 ) - انصار الحسين ، ص 70 .