حصير
بوريا ، به نقل برخى روايات ، وقتى بنى اسد براى دفن اجساد شهداى كربلا آمدند ، امام سجاد « ع » نيز آنان را يارى مىكرد ، از آنان حصيرى طلبيد تا اعضاى پيكر سيد الشهدا را در ميان آن گذاشته ، ميان قبر بگذارد . . . « 1 » طبق نقلهاى تاريخى وقتى در زمان متوكل به دستور او قبر امام حسين « ع » را خراب كردند و قبر را شكافتند ، به بورياى تازهاى برخوردند كه پيكر امام بر آن بود و بوى مشك از آن جسد مىآمد . حصير و بدن را به همان حال گذشتند و خاك روى آن ريختند . « 2 »
- بىغسل و بىكفن
حصين بن نمير
يكى از سران امويان از قبيلهء كنده كه همواره با آل على دشمنى داشت . در جنگ صفين ، در سپاه معاويه بود . در ايّام يزيد هم بر عدّهاى از سپاه ، فرماندهى داشت . در دوران قيام مسلم بن عقيل در كوفه ، رئيس پليس ابن زياد بود و مأموريّت داشت براى يافتن و دستگيرى مسلم ، خانههاى كوفيان را تفتيش كند . هم او بود كه قيس بن مسهّر ، فرستادهء حسين « ع » را دستگير كرد و نزد ابن زياد فرستاد و قيس به شهادت رسيد . او بود كه هنگامى كه عبد الله زبير در مكّه بر ضد يزيد سر به مخالفت برداشته بود ، بر كوه ابو قبيس منجنيق نهاد و كعبه را هدف قرار داد . « 3 » با سليمان بن صرد و توّابين جنگيد . او بود كه از على « ع » آنگاه كه فرمود : « سلونى قبل ان تفقدونى » پرسيد : تعداد موهاى سر من چه قدر است ؟ « 4 » در دوران يزيد ، به دستور او در حمله و محاصرهء مدينه شركت داشت . از مخالفان سرسخت شيعه بود و در سركوبى نهضت توابين حضور داشت و سه سال بعد ( در سال 67 هجرى ) به دست ابراهيم بن اشتر كشته شد . « 5 » در حادثهء عاشورا ، از فرماندهان گروه تيرانداز بود كه به سپاه حسين « ع » حمله كردند . او پس از شهادت حبيب بن مظاهر ، سر مقدّس او را در كوفه بر گردن اسب خويش آويخته بود تا به آن افتخار كند . به نقلى بعدها پسر حبيب ( قاسم ) كمين كرد و او را كشت . برخى هم قتل اين جنايتكار را به دست ياران
هامش
( 1 ) - كبريت احمر ، ص 493 .
( 2 ) - إثبات الهداة ، شيخ حرّ عاملى ، ج 5 ، ص 183 .
( 3 ) - مروج الذهب ، ج 3 ، ص 71 .
( 4 ) - سفينة البحار ، ج 1 ص 281 .
( 5 ) - دائرة المعارف الإسلامية ، ج 7 ، ص 458 .