دليل آن است كه طاعت الهيه و تكاليف مشقت و كلفتاند و مكلف اين مشقتها را به دستور خدا تحمل كرده ، آنگاه خداوند حكيم كه ما را به اين كلفتها ملزم ساخته ، از دو حال خارج نيست :
1 . يا بدون هيچ غرضى چنين كرده كه اين احتمال باطل است ؛ چون مستلزم دو تالى فاسد است يكى عبث بودن كه از مولاى حكيم محال است و ديگرى ظلم بودن كه بىجهت و بدون حكمت بندگان خود را به رنج و زحمتهاى طاقتفرسا انداخته و ظلم هم بر مولاى حكيم استحالهء وقوعى دارد .
2 . و يا براى خاطر غرض و هدفى ما را به اين طاعات ملزم ساخته است . آنگاه آن غرض از دو حال خارج نيست :
يكم . يا غرض خداوند اضرار به غير است كه اين باطل است ؛ چون مستلزم اين است كه خداوند حكيم عادل ، اظلم الظالمين باشد .
دوم . و يا آن غرض منفعترسانى به غير است . آنگاه نفعرسانى از دو حال خارج نيست :
- يا از ابتدا و بدون آزمايش و تحمل مشقات صحيح و رواست كه منفعت را بدهد كه اين فرض هم باطل است ؛ زيرا مستلزم عبث بودن تكاليف است .
- و يا پس از آزمايش و انجام عمل رواست و هذا هو الحق و اين همان ثواب است يعنى النفع المستحق بالطاعة المقارن للتعظيم و الاجلال ، پس بايد طاعت باشد ؛ چون عقلا تعظيم كسى كه استحقاق آن را ندارد قبيح است . اين دليل عقلى بود و اما دليل نقلى قرآن فراوان داريم آن هم تا آنجا كه در برابر هر كار نيك ده پاداش مقرر شده كه :
« مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها »
.
مطلب ششم دليل بر استحقاق عقوبت در برابر معاصى چيست ؟
دو دليل وجود دارد :
1 . دليل عقلى :
عقاب لطف است و هر لطفى بر خداوند واجب است . لطف آن