محسوب شده و همه احكام كفر بر او مترتب مىشود ؛ لذا خوارج نهروان محكوم به كفر هستند . دليل مطلب اين است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم خطاب به على عليه السّلام فرمود :
« حربك حربى » ؛ يعنى جنگ با تو جنگ با من است و لا ريب در اين كه موضوعا چنين نيست ، پس منظور حكماست ؛ يعنى جنگ با على ، حكم جنگ با پيامبر و همان احكام را دارد و به منزله آن است و بدون شك محارب با خدا و رسول خدا كافر است ، پس محارب با على هم كه عليه امام عليه السّلام شمشير برداشته و جنگيده كافر خواهد بود .
مخالفان على عليه السّلام ، يعنى كسانى كه ولايت و امامت بلافصل حضرت را منكرند ، ولى ناصبى هم نيستند ، اهل حرب با على هم نيستند . فتاواى فقهاى شيعه دربارهء نوع برادران اهل سنّت و جماعت متفاوت است :
1 . گروهى از علماى شيعه مثل ابن ادريس صاحب سرائر ، فتوا به كفر آنها داده است ، به دليل اين كه اينها يكى از ضروريات دين را انكار كردهاند و انكار ضرورى دين بالاجماع سبب كفر است . آن ضرورى دين عبارت است از حديثهاى متواترهاى كه دال بر امامت بلافصل على عليه السّلام است .
2 . ساير فقهاى شيعه مىگويند : مخالفان مولا عليه السّلام فاسقاند و احكام فاسق بر آنها بار مىشود ، ولى محكوم به كفر نيستند و خود اينها سه دسته شدهاند :
يكم . گروهى بر آناند كه مخالفان على عليه السّلام همانند كفار مخلّد در نار خواهند بود ، به دليل اين كه مستحق بهشت نيستند ؛ زيرا شرط قبولى عمل اعتقاد به ولايت است و در حديث آمده است : اگر انسانى تمام عمر شبها را تا صبح عبادت كند و روزها را روزه بگيرد و تمام سالها را حج رود و تمام اموالش را در راه خدا صدقه دهد ، ولى اعتقاد به ولايت ائمه عليهم السّلام نداشته باشد ارزشى ندارد .
دوم . گروهى بر آناند كه مخالفان على عليه السّلام مخلّد در نار نيستند ، بلكه همانند فساق از شيعه ، پس از مدتى عذاب از جهنم خارج و وارد بهشت مىگردند .
سوم . گروهى نيز بر آناند كه آنها از آتش خارج مىشوند ؛ چون عاملى كه موجب خلود در نار است شرك و كفر و بتپرستى است كه در آنها نيست ، ولى وارد بهشت هم نمىشوند ؛ چون استحقاق ثواب و رسيدن به نعمتهاى بهشتى در گروى ايمان
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 401
مساهمون: العلامة الحلي
ص٤٠١