هم معروف خاص و عام است .
مالك اشتر كه يكى از شاگردان مكتب على است ، وقتى در كوچههاى كوفه خار و خاشاك و يا خاكروبه بر سر و روى او ريختند ، به مسجد آمده و براى آن شخص استغفار كرد . اگر شاگردان على اينگونه بزرگوارى نشان مىدهند ، پس على بايد در اوج قله لطيف عفو و حلم باشد .
خلقوخوى على
على عليه السّلام از لحاظ اخلاق و برخورد با مردم شريفتترين كس بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم بود . همانگونه كه خود در نهج البلاغه متقين را ستوده كه غمهاى آنان در درون دلهايشان و شادى آنها در چهرهشان است ، خود از همهء مردمان گشادهروىتر و خندهرو بود ، تا آنجا كه عمر خطاب ( يا عمرو عاص ) او را به شوخطبعى و مزّاح بودن نسبت داد ، در عين حالى كه حضرتش بسيار با هيبت بودند .
صعصعة بن صوحان مىگويد : على وقتى كه در ميان ما و باهم بوديم ، همانند يكى از ما بهشمار مىآمد و عمل مىكرد ؛ بسيار نرمخوى ، متواضع ، خواهشپذير و خويشتندار بود ؛ ولى در عين حال مردى با جلال و ابهت بود ، به گونهاى كه ما در مقابل وى خود را همانند اسير دست بسته در اختيار دژخيمى خشن مىديديم كه شمشيرش را بالاى سر اسير گرفته و مىخواهد سر از بدن او جدا كند . آرى ، على بن ابى طالب عليه السّلام جامع اضداد بوده است . معاوية بن ابى سفيان به قيس بن سعد گفت :
خداوند ابو الحسن ( على عليه السّلام ) را رحمت كند ؛ زيرا وى مردى خوشخلق و گشادهروى و اهل مزاح و شوخى بود ، قيس گفت : معاويه ، بدان كه على با آن همه طلاقت وجه و گشادهرويى از شير خشمگين پرهيبتتر بود و اين هيبت على هيبت معنوى و تقوى بود ، نه آنگونه كه فرومايگان شام از تو حساب مىبرند كه با زور و شمشير و سرنيزه ، هيبت تو در دلهاى آنها جاى گرفته است .
شگفتا ! اين على كيست ؟ آرى ، على مظهر خداست ؛ خشم و قهر على مظهر خشم و قهر خدا و رحم و مهربانى على مظهر رحمت خداى عزّ و جل است .