تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠

عبادت على عليه السّلام

ششمين فضيلت مولا اين است كه حضرتش عليه السّلام پس از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم عابدترين انسان بود . در اين بعد هم معلم بشريت بوده و مردمان نماز شب و مناجات‌هاى با خدا را از وى آموختند و ناله‌هاى شبانهء او در نخلستان‌هاى كوفه معروف خاص و عام است و پيشانى حضرت همانند زانوان شتر پينه بسته بود :
على آن شير خدا مير عرب * الفتى داشته او با دل شب شب ز اسرار على آگه بود * دل شب محرم سرّ الّه بود فجر تا سينه آفاق شكافت * چشم بيدار على خواب نيافت
على بن ابى طالب عباداتش موسمى نبود ، بلكه در طول عمر شريفش بر نوافل و مستحبات مداومت داشت و اين خود ارزش ديگرى است تا آنجا كه در جنگ صفين در خطرناك‌ترين شب كه به اسم ليلة الهرير معروف گشته ، براى حضرتش بساطى از پوست فرش كردند و ميان دو لشكر به نماز ايستاد ؛ درحالىكه تيرها از هر طرف پيش روى حضرت و در پهلوى راست و چپ او به زمين افتاده ، ولى حضرتش اعتنا نمىكردند . عبادات مولا صورى نبوده ، بلكه يك معراج به تمام معنا بوده و در هنگام عبادت به قدرى غرق در ذات حق شده و از جميع ماسوا منقطع مىشد و كمال انقطاع براى حضرتش حاصل مىشد كه در اثناى نماز تير را از پاى مبارك حضرت بيرون كشيدند و وى ملتف نشد . جامى مىگويد :
شير خدا شاه ولايت على * صيقلى شرك خفى و جلى روز احد چون صف هيجا گرفت * تير مخالف به تنش جا گرفت غنچه پيكان به گل او نهفت * صد گل محنت ز گل او شكفت روى عبادت سوى محراب كرد * پشت به درد سر اصحاب كرد خنجر الماس چو بنداختند * چاك به تن چون گلشن انداختند غرقه به خون غنچه زنگارگون * آمد از آن گلشن احسان برون گل گل خونش به مصلى چكيد * گشت چو فارغ ز نماز آن بديد اين همه گل چيست ته پاى من * ساخته گلزار مصلاى من
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 380 | العلامة الحلي / على محمدى خراسانى