دارندگان آن وصف ولىّ شما هستند ، ولى غير از اينها ولىّ شما نيستند و معناى حصر هم همين است .
2 . كلمهء « ولىّ » در آيه به معناى اولى به تصرف بودن است ؛ يعنى خدا و رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و واجدين آن اوصاف از خود شما نسبت به مال و جان شما سزاوارترند و اولى به تصرفاند و دليل بر اين معنا همانا استعمالات اهل لغت است . عرب مىگويد : السلطان ولىّ من لا ولى له ، يعنى سرپرست ، و يا مىگويد : ولىّ الدم ، يعنى كسى كه اولويت دارد به اين مقتول و مسؤول است و سرپرستى دارد ، و يا ولىّ ميت به همين معناست و يا در حديث داريم :
أيّما إمرأة نكحت به غير إذن مولاها فنكاحها باطل . « 1 »
باز هم ولىّ مرئه ، يعنى پدر و جدّ پدرى او كه شرعا ولايت و سرپرستى او را به عهده دارد .
3 . مراد از
« الَّذِينَ آمَنُوا . . . »
همهء مومنين نيستند ، بلكه بعضى از مؤمنين هستند ، به دو دليل : اولا آيه مؤمنين را متصف كرده به اوصافى كه مختص به برخى از آنهاست نه همهء آنها و آن عبارت است از اقامه صلوة و ايتاء زكات در حالت ركوع و ثانيا اگر مراد جميع مؤمنين باشند ، لازم مىآيد اتحاد ولى و مولى عليه كه هر مؤمنى هم خود وى باشد و هم مولى عليه و احدى بدان ملتزم نشده است .
از مقدمات فوق نتيجه مىگيريم كه مراد اين آيهء شريفه ، وجود مبارك على عليه السّلام است ، به سه دليل :
1 . بالاجماع و بالاتفاق هركسى كه گفته مراد آيه ، بعضى از مؤمنين است ، گفته منظور حضرت على است . پس اگر ما آيه را بر غير على عليه السّلام حمل كنيم خرق اجماع كردهايم و خرق اجماع بالاجماع جايز نيست .
2 . على عليه السّلام هم جزء مؤمنين است . آنگاه از دو حال خارج نيست : يا على عليه السّلام تمام مقصود از آيه است و يا بعضى از مقصودين به آيه است . احتمال دوم باطل است كه
هامش
( 1 ) . العمدة ، ص 113 .