سخنها در اينباره دارد . علّامه مىفرمايد : « هذا برهان لمى » ؛ يعنى از علت به معلول رسيدن ، يعنى از راه سيره نبوى كه علت است به تعيين امام كه معلول باشد مىرسيم .
5 . امامت على عليه السّلام
تا به حال با مباحث كلى باب امامت آشنا شديم و به اصطلاح مناطقه كبراى كلى مطلب را مفتح ساختيم . اكنون به سراغ تعيين مصداق و بيان صغراى مطلب مىرويم .
سؤال : خليفهء بلافصل پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم كيست ؟
جواب : به عقيدهء ما على بن ابى طالب عليه السّلام است و بر اين مدعا در كتاب كشف المراد حدود دوازده دليل اقامه شده است .
دليل اول : در مسأله چهارم ثابت شد كه امام بايد معصوم و منصوص باشد . مىگوييم : عصمت و نص مختص به على عليه السّلام است به دليل اين كه امت اسلامى دو گروه شدند :
1 . گروهى همانند اهل سنّت عصمت و نص را شرط ندانستند .
2 . گروهى همانند اماميه شرط دانستند .
در مباحث پيشين سخن گروه اول ابطال شد ؛ پس قول حق منحصر مىشود به گروه دوم . آنگاه مىگوييم : هركسى كه عصمت و نص را معتبر مىداند ، مىگويد : امام پس از پيامبر على عليه السّلام است ، چون غير از على عليه السّلام به اجماع مسلمين كسى معصوم و منصوص از قبل پيامبر نبود . پس خليفه بر حق و بلافصل پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم على بن ابى طالب قهرمان ميدان ارزشهاى والاى الهى انسانى است .
دليل دوم : در موارد متعدد از پيامبر اكرم نص صريح بر امامت و خلافت بلافصل على عليه السّلام وارد شده كه در نزد اماميه اين نصوص در حد تواتر نقل مىشود و در نزد عامه ولو متواتر نباشد ، ولى در حد وفور نقل شده است . اكنون برخى از آن نصوص را كه هركدام به مناسبتى بيان شده ذكر مىكنيم :
الف . هنگامى كه آيه
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
نازل شد ، پيامبر اكرم به على عليه السّلام يا به ابو طالب فرمود طعامى آماده ساخته و فرزندان عبد المطلب را دعوت كنند . آنگاه