اين سخن اشاعره را ذكر كرديم كه تمام اين آراى باطله از انكار حسن و قبح عقلى سرچشمه مىگيرد و اين مبنا از ريشه باطل شد .
2 . معتزله مىگويند : ارسال رسل در هر زمانى بر خدا واجب نيست ، بلكه هرگاه مصلحت باشد ارسال مىكند و هرگاه مصلحت نباشد ارسال نمىكند .
3 . اماميه مىگويند : در تمام دورانهاى تكليف از زمان آدم ابو البشر عليه السّلام تا دامنهء قيامت بر خداوند لازم است كه رسولى يا شريعتى را در ميان بشريت قرار دهد تا حجت بر همگان تمام گردد و به فرموده قرآن :
لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ
و
لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ .
دليل ما : برهانى كه در مسأله دوم دربارهء وجوب بعثت آورديم عموميت داشته و اختصاص به زمانى دون زمان ديگر ندارد و آن اين كه ارسال رسل لطف است و هر لطفى بر خدا واجب است پس ارسال رسل واجب است و نيز فوايد و مصالح بىشمارى كه در مسأله اول براى بعثت انبيا ذكر كرديم تعميم داشته و به درد همهء زمانها مىخورد و هرچه بر عمر بشريت افزوده مىشود و علم پيشرفت مىكند اين نياز بيشتر مىگردد .
قوله : و لا تجب الشريعة : برحسب آنچه از روايات استفاده مىشود در حدود يكصد و بيست و چهار هزار پيامبر از طرف خدا مبعوث شدهاند و آنچه كه مشهور است و نيز از روايات به دست مىآيد پيامبران مرسل و اولو العزم ، يعنى صاحبان شريعت و مكتب نوين و كاملتر پنج نفرند كه عبارتاند از : 1 . حضرت نوح نبى اللّه 2 . حضرت ابراهيم خليل اللّه 3 . حضرت موسى كليم اللّه 4 . حضرت عيسى روح اللّه 5 . حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم حبيب اللّه .
ولى سؤال اين است كه آيا هر پيامبرى بايد داراى شريعت و برنامهء جديدى باشد ؟
اماميه مىگويند : خير لازم نيست ، بلكه ممكن است پيامبرانى داراى شريعت جديد باشند مثل همان پنج پيامبر مذكور ، و ممكن است پيامبرانى تبليغى باشند ، يعنى مبلغ دستورات پيامبر قبلى باشند مثل حضرت داود نسبت به حضرت موسى عليه السّلام و ممكن است پيامبرانى معقولى باشند ، يعنى صرفا معارف و مبداء و معاد و اخلاقيات