ج . اگر مىتوانيد يك سوره به مثل قرآن بياوريد :
وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ .
« 1 »
د . اگر مىتوانيد يك جمله زيبا به مثل جملات قرآن بياوريد :
فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ .
« 2 »
و جالب اين است كه در هر چهار مرحله شكست خوردند و نتوانستند مثل آن را بياورند و همگان اظهار عجز كردند و به خاطر عجز و ناتوانىشان طبل جنگ نواختند و در اين راه عده زيادى از قهرمانان نامى خود را از دست دادند و اموال فراوانى خرج كردند و با اين كه آنها از فصحا و بلغا بودند و استادان سخن بودند ، ولى نتوانستند و لذا راه آسانتر را رها كرده و راه مشكلتر را انتخاب كردند .
2 . علاوه بر قرآن معجزات بسيار ديگرى از رسول اكرم در كتابها نقل شده كه اگرچه دانهدانه آنها در حد تواتر نباشد و تواتر لفظى درست نشود و لكن متواتر از حيث معنا هستند ؛ يعنى همهء آنها بر يك قدر جامع دلالت دارند و آن اين كه پيامبر اسلام داراى معجزه بوده و به نظر مىرسد كه تعبير به تواتر اجمالى انسب است تا تواتر معنوى و بحث آن در اصول بايد بررسى شود . قبل از بيان معجزات ، كبراى اصل استدلال را هم ذكر كنيم و آن اين كه هركسى مدعى نبوت بوده و معجزاتى به دست او ظاهر شود پس او پيامبر آسمانى است دليلش اين است كه اگر اين شخص صادق نباشد ، بلكه كاذب باشد و با اين حال خداى به دست او معجزاتى اظهار كند لازم مىآيد القاى مردم در مفسده و ضلالت و اغراء به جهل ، چون مردم كسى را كه حقيقتا پيامبر نبوده به پيامبرى انتخاب مىكنند و او احكام غير خدا را رواج مىدهد و اين امر قبيح است و خداوند كار قبيح انجام نمىدهد ، چون حكيم است پس معجزه بر وفق ادعاى كاذب اظهار نمىكند .
ساير معجزات پيامبر
1 . پس از مراجعت از غزوهء تبوك اصحاب حضرت تشنه شدند . رسول اكرم انگشتان
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيه 23 .
( 2 ) . سورهء طور ، آيه 34 .