پيامبر پيشين انجام گرفته به دست پيامبر بعدى هم انجام بگيرد اشكالى دارد ؟ جواب مىدهيد : خير ، ما مىگوييم : آيا دوباره كه انجام شد به اندازهء بار اول ارزش دارد ؟
جواب مىدهيد : خير ، حال مىگوييم : اين مورد را چه جواب مىدهيد ؟ هرچه اينجا گفتيد ما در مورد اولياء اللّه مىگوييم ، پس صدور معجزه از ديگران بلامانع است .
اگر به حد كثرت و شيوع برسد با لطف الهى منافى است و جهت قبح دارد و انجام نمىگيرد .
3 . انبيا عليهم السّلام هم مانند ديگر انسانها مىخورند مىآشامند ، آميزش دارند و . . . تنها راه امتياز آنها از ديگران به داشتن معجزه است . پس بايد معجزه مخصوص آنها باشد و گرنه راهى براى شناخت انبيا نمانده و هدف از بعثت آنها حاصل نمىشود .
جواب ما : امتياز انبيا از ديگران تنها به معجزه نيست ، بلكه به آوردن شريعتى جامع و دستورالعملى كامل و سازنده و نيز داشتن معارف غنى و وحى و الهام است كه ديگران ندارند . اين جواب از علامهء شعرانى نقل مىشود و از جواب شارح محترم بهتر است ، چون جواب دليل چهارم هم همين است .
4 . مناطقه مىگويند : از اثبات اخص اثبات اعم لازم مىآيد . مثلا اگر ثابت شد كه هذا انسان ثابت مىشود كه پس حيوان هم هست ، ولى از اثبات اعم ، يعنى حيوان اثبات اخص ، يعنى انسان لازم نمىآيد ؛ چون شايد حيوان باشد ، ولى انسان نباشد ، بلكه فرس باشد با حفظ اين نكته مىگوييم : اگر معجزه مختص به انبيا عليهم السّلام نبوده ، بلكه به دست ديگران هم ظاهر شود لازم مىآيد كه دلالت آن بر صدق و حقانيت مدعى نبوت باطل شود ، چونكه از اثبات اعم ، يعنى معجزه اثبات اخص ، يعنى نبوت لازم نمىآيد .
جواب ما : اگرچه معجزه به تنهايى از نبوت اعم است ، ولى اظهار معجزه همراه با ادعاى نبوت با نبوت متساوياناند ؛ يعنى هركسى كه معجزه ظاهر كند و مدعى نبوت هم باشد پس نبى است و هركسى نبى است پس مدعى نبوت است و مظهر معجزه است و از اثبات احدهما ديگرى ثابت مىشود حال كه معجزه با ادعاى نبوت مختص به نبى شد مىگوييم : كسى كه معجزهاى انجام داده از دو حال خارج نيست :
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 303
مساهمون: العلامة الحلي
ص٣٠٣