مكمل معجزات نبوى بوده و نه كرامتى براى يك ولىّ اللّه و . . .
سپس معتزله پنج دليل آوردهاند مبنى بر اينكه معجزه مختص به انبياست و از ديگران صادر نمىشود .
1 . هر امرى هنگامى كه در جامعه شيوع پيدا كرد و مكرر در مكرر اتفاق افتد به تدريج از ابهت و عظمت آن كاسته شده و يك امر عادى مىگردد و وقتى عادت شد ديگر آن تأثيرى كه بايد داشته باشد ندارد . اگر معجزات هم به دست غير انبيا از اولياى الهى در گوشه و كنار در خلوت يا جلوت اتفاق بيفتد از حد اعجازى درآمده و يك امر عادى مىشود و ديگر تأثير ندارد . پس براى اينكه معجزه كارگر باشد و اثر خاص به خود را داشته باشد بايد كم بوده و مختص به انبيا باشد و خداوند حكيم و لطيف تنها به دست آنها معجزه انجام دهد .
جواب ما : ما نمىگوييم كه معجزه در حد وفور هم ممكن است و خداوند آن را به دست اوليايش محقق مىسازد به گونهاى كه صبح تا شب بر سر هر كوى و برزن دهها و صدها معجزه انجام پذيرد تا از اثر بيفتد ، بلكه ما مىگوييم : خدا حكيم است و كار قبيح نمىكند و معجزات تا زمانى ممكن است كه از جهات قبح خالى باشد و آن وقتى است كه در كثرت نرسد به حدى كه از معجزه بودن خارج شود .
2 . اگر معجزه مخصوص انبيا نبوده ، بلكه به دست ديگران هم ظاهر شود لازم مىآيد كه مردم زير بار انبيا نروند و نقض غرض شود به دليل اينكه فلسفه وجوب اطاعت از انبيا همانا معجزه داشتن آنهاست كه سند حقانيت است و اگر ديگران هم معجزه داشته باشند ديگر موقعيت اعجاز در انظار عموم موهون گرديده و كسى براى آن ارزش قائل نمىشود .
شاهد مثال : اگر سلطان با يك نوع خاصى از غذا و نوشيدنى هركسى را از شاه و گدا ، خاص و عام ، صغير و كبير ، شريف و وضيع و . . . اكرام نمايد ديگر از ارزش آن خوردنى يا نوشيدنى كاسته و اطعام يك سلطان از همان غذا مايهء اكرام او محسوب نمىشود ما نحن فيه هم هكذا .
جواب ما : ما يك جواب نقضى مىدهيم و آن اينكه اگر همين معجزه كه به دست
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 302
مساهمون: العلامة الحلي
ص٣٠٢