تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
عادى و معمول است و اژدها شدن بچهء مار نيز طبق قانون تكامل است ، ولى طلوع شمس از مغرب عالم خارق‌العاده است يا اژدها شدن عصاى چوبين خرق عادت است و معجزه بايد از نوع خرق عادت باشد و گرنه معجزه نيست . به قول آن بندهء خدا :
از كرامات شيخ ما اين است * شيره را خورد و گفت شيرين است
6 . اين كار خارق‌العاده بايد مطابق با ادعاى آن مدعى نبوت باشد ؛ يعنى اگر ادعا مىكند كه مىتواند كور مادرزاد را شفا دهد ، واقعا شفا دهد نه اين‌كه با دست كشيدن بر سر او علاوه بر كورى كرى را هم بيافزايد و قوز بالاى قوز شود . بنابراين ، اعمال خارق‌العاده‌اى كه از امثال مسيلمه كذاب نقل شده است دليل بر صدق او نيست به عنوان نمونه دو مورد را ذكر مىكنيم : 1 . او مدعى بود كه آب دهانش شفاست ، ولى هنگامى كه در چاه كم آب انداخت آب چاه به كلى خشك شد . 2 . دست خود را به عنوان بركت بر سر و صورت برخى از كودكان قبيله بنى حنيفه كشيد و به جاى شفا آنها را كچل و معيوب ساخت .

5 . كرامت‌ها

كرامت كار خارق‌العاده‌اى است كه توسط اولياى الهى انجام مىگيرد . به منظور اثبات فضيلت و منقبت آنان بدون اين‌كه با ادعاى نبوت همراه باشد و كرامت كه از آن اولياء اللّه است با معجزه كه از آن انبياى الهى است ، يك وجه مشترك دارند و يك ما امتياز نسبت به آن . وجه اشتراك : هم معجزه و هم كرامت هر دو عبارت‌اند از انجام كارهاى خارق‌العاده كه ديگران از انجام آن عاجزند ؛ پس هر دو هم معجزه هستند و هم عامل كرامت ، با اين تفاوت كه معجزه همراه با ادعاى نبوت و به دنبال آن است ، ولى كرامت همراه با اين ادعا نيست . سؤال اين است كه آيا كارهاى خارق‌العاده و يا معجزه به معناى لغوى آن يعنى عاجزكننده ، مختص به انبيا عليهم السّلام است و به دست انسان‌هاى ديگر محال است كه انجام