نزديك كند جايز نيست ؛ زيرا هدف اصلى با لذت دادن هم حاصل مىشود آزار رساندن براى منفعت دادن بجا نيست ، چون اضرارى عبث است و لا يصدر من الحكيم .
مطلب هفتم [ : رضايت فعلى يا بالقوه از آلام داراى منفعت براى مكلف ]
در مواردى كه مصيبت دادن و آزار رساندن از طرف خدا داراى منفعت بيشترى باشد براى مكلف ، شرط است كه مكلف هم به اين آلام راضى باشد و آن را اختيار كند و در اين معامله بايد طرفين راضى باشند ، ولى رضايت دوگونه است : رضايت فعلى و رضايت بالقوه .
لازم نيست رضاى فعلى باشد ، بلكه رضايت بالقوه هم كافى است ؛ يعنى همينكه بعد از بلاها خدا آنقدر به بندگان عوض مىدهد كه راضى مىشوند و خدا از پيش مىداند كه آنها راضى خواهند شد همين مقدار كافى است . آن هم نسبت به منفعت عظيمى كه هر عاقلى آن را برگزيده و بدان راضى مىشود كه همان ثواب ابدى باشد .
بحث كتابى تمام شد ، ولى از آنجا كه اين بحث حائز اهميت است و نياز به بحث جديدتر و جامعتر دارد لذا به بيان ذيل آن را طرح مىكنيم :
[ عدل الهى و تفاوت مكلفين در لذت و رنج ]
يكى از مسائل باب عدل الهى مسأله مصيبتها و رنجهايى است كه بر انسانها وارد مىشود كه بايد دين اين امور با عدل الهى چگونه سازگار است ؟ چرا جمعى زشت و جمعى زيبا هستند ؟ چرا برخى از انسانها در ناز و نعمت و برخى فقيرند ؟
چرا برخى داراى تنى سالم و روانى صافاند و گروهى معلول و يا سفيه و يا مجنوناند ؟ چرا سيلها و طوفانها سبب نابودى مىشوند ؟ چرا خداوند بر يك جامعه ستمگران را مسلط مىكند ؟ چرا عزيزان انسان مىميرند ؟ چرا آتش انسان را مىسوزاند ؟ چرا دريا انسان را غرق مىكند ؟ چرا درندگان انسان را نابود مىكنند ؟
به اين چراها دو نوع جواب مىدهيم :
جواب اجمالى : خداوند حكيم است و براساس حكمت ، يعنى مصالح و مفاسد كار مىكند و اين بلاهايى كه مربوط به خداست و او آفريده حتما حكمتى در كار است چه ما بدانيم و چه ندانيم .