اما اين كه بايد مشتمل بر لطف باشد به دليل اين كه اگر اين آلام لطف نباشد لازم مىآيد كه عبث و بيهوده باشند و اللازم باطل ، چون عبث قبيح است و لا يصدر من الحكيم فالملزوم مثله .
البته بلاهايى كه از خداوند به ما مىرسد دو دستهاند :
1 . بلاهاى ابتدايى مثل همان مثالهاى فوق كه مورد بحث ما در همان بود .
2 . بلاهاى مجازاتى كه نامش مكافات عمل است و امتهايى را به خاطر زشتكارىهايشان غرق كرده يا عذابهاى رنگارنگ بر آنان فرو مىفرستد .
شاعر مىگويد :
از مكافات عمل غافل مشو * گندم از گندم برويد جو ز جو
مطلب سوم در رابطه با بخش اول بود و گرنه در بخش دوم اشتراط منافع عظيمتر معنا ندارد .
مطلب چهارم [ : كيفر بعضى مصاصى با آلام و رنجها ]
برخى از آلام و رنجهايى كه انسان در دنيا به آن مبتلا مىشود به قول مشهور ممكن است عقاب و كيفر برخى از معاصى وى باشد و روى همين اصل مىگويند : ممكن است كه خداوند افراد كافر و فاسق را به انواع و اقسام مرضها مبتلا سازد آن هم به عنوان مجازات و دليل امكان اين است كه اين بلاها ، رنجهايى است كه به مستحقين آنها رسيده و هيچ مانعى ندارد كه مجازات و مكافات باشد منتهى برخى از عقوبات و بخش عمدهء عقوبت كافر و فاسق در قيامت است ، ولى در بعض قليلى از آنها ممكن است تعجيل شده و در همين دنيا معاقب باشد و فلسفهء اين تعجيل هم وجود مصلحت و لطف است براى مكلفين و چه بسا خود كافر هم متنبه شود كما اين كه حدود الهى از قبيل حد شرب خمر و حدّ زنا و . . . عقوبت است ، ولى در آن تعجيل مىشود به خاطر مصالح مهمه مسلمين . اما گروهى از دانشمندان معتزله مىگويند : اين بلاها ممكن نيست كه عقوبت باشد ؛ زيرا اين بلاها از مقدرات الهى است و انسان بايد به قضاوقدر الهى راضى باشد پس بايد به اين بلاها تن در دهد و راضى باشد و تسليم باشد و جزعوفزع ننمايد درحالىكه اگر عقوبت بود نبايد بشر به عقاب راضى باشد