دوم . و بخشى از آنها قبيح و ناشايست است و اگر خدا فاعل آن باشد با حكمت او سازگار نيست و خود اين گروهها اختلاف دارند در اين كه فلسفهء حسن بخش اول از آلام چيست ؟
حضرات تناسخيه و بكريه مىگويند : فلسفهء حسن اين نوع از بلاها تنها استحقاق است ؛ يعنى اين بلاها عكس العمل اعمال ماست و ما كارى كرديم كه مستحق آنها شديم پس بايد بچشيم و به فرموده قرآن :
ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ
و اينان معتقدند كه ارواح ما انسانها قبل از اين كه به اين ابدان فعليه تعلق بگيرد در ابدان انسانهاى ديگرى بوده و در آن قالب معاصى و گناهانى را مرتكب گشتند كه مستحق بلا شدند و هماكنون در اين بدن فعلى سزاى اعمال خويش را مىبينند .
به نظر دانشمندان اماميه و اكثر علماى معتزله قول به تناسخ از ريشه باطل است و در جاى خود براهين قوى و دندانشكنى مبنى بر ابطال آن آوردهاند و به عقيدهء ما بلاها چند شعبه دارند و هر كلام از جهتى داراى حسن است :
1 . خود مكلف استحقاق آزار و شكنجه و بلا را داشته و اين مصائب عكسالعمل كار اوست و به قول شاعر :
اين جهان كوه است و فعل ما ندا * سوى ما آيد نداها را صدا
قرآن شريف هم مىگويد :
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ .
حال بلاهايى از قبيل حدود و تعزيرات الهى نسبت به ارتكاب منكرات و از قبيل ظلم ظالمين و . . . از اين نوع است .
2 . بلاها و مصيبتهايى كه به دنبال آنها منافع عظيمى نصيب انسان مىشود ، همانند جهاد در راه خدا كه آن همه مشقت و رنج و الم دارد ، ولى به دنبال آن عزت و عظمت و سربلندى داريد و غنائم و . . . نصيب بشر مىشود و به فرموده قرآن :
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ
و مانند سختىها و جانكندنهاى دوران تحصيل كه ثمرهاش عالم شدن و عزت دارين پيدا كردن است و . . .
3 . بلاهايى كه سبب دفع يك ضررهاى بزرگتر مىگردد نظير بريدن عضو فاسد از