تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
مثلا از طرفى مولا به من فرموده : امروز ظهر بر تو نماز ظهر و عصر را واجب كردم و بايد به‌جا آورى و از طرفى هم اول صبح امروز مىگويد : بر تو واجب كردم كه تا شب بخوابى و هيچ‌كارى انجام ندهى خوب اين تكليف ثانى با آن تكليف اول قابل جمع نيست . و گاهى نسبت به مكلف ديگرى مفسده دارد مثلا مولا مرا ملزم مىكند كه بروم و زيد را در جهل مركب بيفكنم تا كار حرامى از او صادر شود و يا واجبى را ترك كند اين تكليف مولا بر من داراى مفسده است نسبت به مكلف ديگر كه زيد باشد . 2 . خطاب و تكليف و گفتن افعل يا لا تفعل وقتى شايسته است كه از نظر زمانى بر امتثال تكليف مقدم باشد آن هم به مقدارى كه مكلف بتواند برود و آن را بشناسد و سپس در وقت خودش آن را انجام دهد . بنابراين ، اگر همين الآن من به نماز مكلف شوم و همين الآن هم بايد انجامش دهم بدون اين‌كه نماز را بشناسم و اركان ، شرايط ، اجزا ، كيفيت و هيأت آن را به من بازگو كنند ، چنين تكليفى قبيح است نه حسن . ب . شرايط مكلف به يا عمل مكلف و يا متعلق التكليف و آنها عبارت‌اند از دو شرط : 1 . عمل يك عمل ممكن الوجودى باشد از قبيل صلاة و صوم و . . . تكليف به عملى شايسته است كه براى مكلف ايجاد آن ممكن باشد ، يعنى مقدور ما باشد بنابراين تكليف به ما لا يطاق و تكليف به محال قبيح است و از مولاى حكيم صادر نمىشود مثل اين‌كه مولا بگويد : طر إلى السماء ؛ يعنى به سوى آسمان‌ها پرواز كن . البته منظور طيران مادى و با همين بدن است و گرنه طيران انسانى بسى بالاتر از طيران پرندگان است و به قول شاعر :
طيران مرغ ديدى تو ز پاى بند شهوت * به در آى تا ببينى طيران آدميت
يا مثلا كسى را مكلف كنند كه يك شبه تمام معلومات دوران عمر ابن سينا را بياموزد كه اين هم از طريق عادى محال است ولو از طريق اعجاز ممكن است كسى يا كسانى راه صد ساله را يك شبه طى كنند . 2 . علاوه بر اين‌كه اين عمل يك كار حسن و شايسته است بايد مشتمل بر يك صفت زايده‌اى هم باشد ؛ يعنى اگر تكليف بر اتيان اين فعل است بايد عمل يا واجب و يا مستحب باشد كه صفت زايده در وجوب همان منع از ترك و يا لزوم فعل است و در
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 230 | العلامة الحلي / على محمدى خراسانى