و تنها گروه قليلى از انسانها ره كمال خواهند پيمود . و اين همان اغراء به جهل و قبيح است كه زمينه آن را ذات حق فراهم كرده است .
بيان ابطال لازم : عقلاى عالم همانگونه كه فاعل قبيح را تقبيح مىكنند . همچنين مغرى ، يعنى واداركنندهء به قبيح را هم تقبيح مىكنند و كار قبيح از مولاى حكيم صادر نمىشود .
بنابراين تكليف يك ضرورت است براى نيل به سعادت و يك ترمز است براى توقف ماشين سريع السير هواى نفس ، و اگر در باطن تكليف دقت كنى ذات حق بسان پدرى مهربان كه لحظهبهلحظه مراقب كودك بوده و هر كارى را كه كودك به ميل كودكانه و باطنى مىخواهد انجام دهد پدر تحت محاسبه دارد اگر خوب است وادار مىكند به انجامش و اگر زشت است او را به هر نحوى و شيوهاى باز مىدارد از آن كار خداوند هم براى تكامل بشريت گامبهگام دستورالعمل صادر فرموده و به هر عمل اختيارى كه مىرسيم يا بايد دارد اگر داراى مصلحت باشد و يا نبايد دارد اگر آن عمل ذات المفسده باشد . پس اى عزيز ، قدر اين تكاليف را بدان و بدان عمل كن كه تنها راه سعادت است .
شرايط حسن تكليف
پس از آشنايى با اصل حسن و ضرورت تكليف ، به بيان شرايط حسن تكليف مىپردازيم . اينگونه نيست كه ميدان تكليف بدون در و پيكر بوده و هر تكليفى در هر شرايطى و با هر كيفيتى و براى هركسى شايسته باشد ، بلكه حسن تكاليف براى بشريت هزار و يك قيد و شرط دارد و ما در اين مطلب بهطور مجمل آن شرايط را به چهار دسته تقسيم كرده و بيان مىكنيم :
الف . شرايط خود تكليف و خطاب مولا و آنها عبارتاند از دو شرط :
1 . در نفس خطاب و تكليف مفسدهاى نباشد و گرنه چنين تكليفى قبيح بوده و از حكيم متعال صادر نمىشود حال مفسده داشتن گاهى نسبت به شخص همين مكلف است به اينكه اين تكليف جديد سبب مىشود تا مكلف واجب ديگرى را ترك كند