تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
است ، لازم مىآيد كه كذب در فردا را تحسين كرده باشيم ؛ يعنى حكم كنيم به اين كه دروغ گفتن در فردا حسن است و اگر بگوييم : وفاى به اين وعده لازم نيست ، چون دروغ‌گويى بد است لازم مىآيد كه صدق و راستگويى را تقبيح كرده باشيم و بگوييم اين سخن امروزى خود را تكذيب كن و عمل نكن و فردا دروغ نگو . حال اگر حسن و قبح عقلى باشد ، عقل متحير مىشود كه چه حكمى بنمايد . ولى اگر شرعى باشد معطلى ندارد ؛ بلكه شارع مقدس وظيفه ما را يك طرف مسلم مىكند . جواب ما به دليل دوم و سوم ، جواب مشترك : هنگامى كه دو عنوان با يكديگر تعارض كردند و يكى از آن دو اهم و ديگرى مهم بود ، انسان عاقل اهم را انتخاب مىكند ؛ يعنى از ميان دو حسن آن را كه حسن است انتخاب مىكند و به فرموده قرآن :
فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ
و از ميان دو قبيح آن را كه اقبح است رها كرده و آن را كه اقل قبحاست برمىگزيند . با اين حساب مىگوييم : در دليل دوم ، شما عنوان كذب با عنوان تخليص نبى معارض شده ، يعنى از طرفى كذب قبيح است و از طرفى تخليص نبى حسن است و عنوان صدق با عنوان هلاكت و قتل نبى معارض شده كه از طرفى صدق حسن است و از طرفى قتل نبى مفاسد بزرگى داشته و قبيح است . حال عقل مىگويد : دروغ گفتن بد است ولى حفظ جان پيامبر مصلحت بزرگ‌ترى دارد ، اين را كه اهم است انتخاب كن . پس قانون تزاحم كه ميان دو واجب يا دو حرام يا يك واجب و يك حرام محقق مىشود . در اين‌گونه موارد مشكل را حل مىكند و در دليل سوم شما هم دروغ گفتن در فردا دو جهت مفسده و قبح دارد ؛ يكى خود فعل كذب و دروغ گفتن ، پس قبح فعلى هست ، و يكى هم نيت بد كه از ديروز عزم بر كذب داشته ، پس قبح فاعلى هم دارد و تنها يك حسن دارد كه تصديق وعدهء امروزت باشد و صدق حسن است . متقابلا اگر فردا دروغ نگويد دو جهت حسن دارد ، يكى ترك الكذب و ديگرى ترك العزم على الكذب و تنها يك جهت قبح دارد كه تكذيب حسن امروزت باشد و الكذب قبيح . انسان عاقل در مقام تزاحم آن را كه اهمّ است و اقل مفسده و يا اكثر مصلحه است انتخاب مىكند . جواب اختصاصى : در جواب دليل دوم شما مىگوييم : تخليص نبى منحصر به كذب
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 172 | العلامة الحلي / على محمدى خراسانى