تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
بحث اين است كه آيا حسن و قبح افعال عقلى و ذاتى است و يا شرعى و اعتبارى ؟ در اين رابطه دو قول مطرح است : 1 . حضرات عدليه يعنى اماميه و معتزله مىگويند : حسن و قبح افعال عقلى و ذاتى است ؛ يعنى بعضى از افعال ذاتا حسن و برخى ذاتا قبيح هستند . عقل ما هم با قطع نظر از خطاب شارع مىتواند حسن برخى افعال و يا قبح آنها را ادراك كند ؛ همانند حكم عقل به حسن عدالت و قبح ظلم . نيز مىگويند : شارع مقدس امر نمىكند ، مگر به كارهايى كه حسن باشند و نهى نمىكند مگر از كارهايى كه قبيح باشند . روى همين اصل شعار عدليه اين است كه احكام شرعى داير مدار مصالح و مفاسد واقعيه و نفس الامريه‌اى است كه در متعلقات آنها موجود است . بنابراين ، به هر چيزى كه در واقع داراى مصلحت باشد شارع امر مىكند و از هر چيزى كه در واقع داراى مفسده باشد شارع نهى مىكند . 2 . اشاعره مىگويند : حسن و قبح افعال ذاتى نبوده و اعتبارى است . به نظر اينها هيچ عملى با قطع نظر از خطاب شرعى حسن يا قبيح نيست ، بلكه همهء كارها با قطع نظر از بيان شارع مساوىاند . عدل و ظلم ذاتا فرقى ندارند ؛ خيانت و امان يكسان‌اند ؛ صدق و كذب مثل هم‌اند ؛ و عقايدى از اين قبيل . آنها مىگويند حسن و قبح افعال صددرصد تابع اعتبار شرع است و هر كارى را كه شارع تحسين كند حسن پيدا مىكند و لو آن كار ظلم باشد ، خيانت باشد ، كذب باشد يا زنا باشد . هر كارى را كه شارع تقبيح كند آن كار قبيح مىشود ، ولو عدالت ، احسان يا نماز باشد . شعار اشاعره اين است كه : « الحسن ما حسنه الشارع و القبيح ما قبحه الشارع » و چون زمام امر به دست شارع است ، پس اگر امروز شارع چيزى را تحسين كرده و بدان امر كند ، انجام آن كار مجاز مىشود و اگر روزى ديگر از همين كار نهى كرد ، اين عمل غير مجاز خواهد بود . از باب نسخ هم براى اين مدعا مثال مىزنند كه گاهى شرع مقدس براى زمانى چيزى را واجب مىكند ، سپس از آن به بعد اين فعل را حرام مىكند ، تا زمانى كه واجب كرده بود ، آن فعل حسن بوده و از حالا كه تحريم فرموده آن فعل قبيح شده است . فاضل قوشچى مىگويد :