9 . خداوند قيّوم است
واجب الوجود بودن خداوند مقتضى است كه خداوند قيّوم باشد . قيّوم يعنى حقيقتى كه به ذات خويش قائم است و برپادارندهء سراپرده هستى و همه موجودات است ؛ زيرا ذات حق از همه چيز بىنياز است . پس او مستقل و به نفس خويش قائم است و همهء ممكنات مستند به او هستند ؛ پس او مقيم همهء موجودات است .
خاتمه [ : بازگشت ساير صفات به صفات ياد شده ]
در قرآن و سنت خداوند به صفاتى از قبيل داشتن يد ، « 1 » داشتن وجه ، « 2 » قديم بودن ، رحيم بودن ، كريم بودن ، راضى بودن و تكوين يعنى خلق كردن و . . . متصف شده است . به عقيدهء ما اينگونه از صفات به همان صفات گذشته برمىگردد . مثلا
« سَنَزِيدُ » *
كنايه از قدرت الهى است ؛
« زَوْجِهِ » *
كنايه از وجود نامتناهى خداوند است كه همهجا حضور دارد ؛ قديم بودن همان صفت بقاست كه قبلا ذكر شد ؛ رحيم ، كريم ، راضى و . . .
برگشت به ارادهء حق دارد . خداوند مريد اين امور است و تكوين هم برگشت به قدرت حق دارد ؛ ولى اهل سنّت نظرات ديگرى دارند . مثلا ابو الحسن اشعرى مىگويد : «
سَنَزِيدُ *
صفتى است زايد بر قدرت و وجه صفتى است مغاير با وجود » . عبد اللّه بن سعيد گفته است : « قديم صفتى است مغاير با بقا . رحمت ، كرم و رضا نيز صفاتى هستند مغاير با اراده » . برخى از حنيفه نيز مىگويند : « تكوين غير از قدرت است » .
در پايان اين بحث مىپرسيم : منظور از اين كه خداوند با صفت غضب و رضا ياد شده چيست ؟
غضب در مورد ما انسانها عبارت است از پر شدن رگهاى گردن و سرخ شدن چهره و حالاتى مانند اين . رضايت نيز عبارت است از حالت انبساط و گشادگى چهره . اما در مورد خداوند اين معانى راه ندارد ؛ چون او موجود مادى نيست ، لذا در آنجا غضب به معناى عقاب كردن است و رضايت به معناى ثواب دادن است .
هامش
( 1 ) .يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ .( سوره فتح ، آيه 10 )
( 2 ) .فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ .