است كه ذات واجب الوجود كمالى از كمالات را عادم و فاقد باشد ، بلكه او هستى محض بوده و سراسر دارايى است ، پس او خير محض است .
6 . خداوند حكيم است
واجب الوجود بودن خداوند مقتضى است كه خدا حكيم باشد . حكمت به دو معنا آمده است :
1 . شناخت حقايق اشيا ، آنگونه كه هستند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم چنين دعا كرده است :
« اللّهم أرنى الأشياء كما هى » .
2 . انجام فعلى بر وجه احسن و اكمل و مطابق مصالح كل هستى و خلقت .
خداوند متعال به هر دو معنا حكيم است ؛ زيرا معرفت او به اشيا ، كاملترين معارف است و افعال او هم در نهايت درجهء استحكام و اتقان است . به فرموده قرآن :
صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ .
« 1 » خداوند ما را نيز دعوت كرده كه به دو اقتدا كنيم و حكيم باشيم . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرمود :
إنّ اللّه يحبّ إذا عمل أحدكم عملا أن يتقنه . « 2 »
7 . خداوند جبار است
واجب الوجود بودن خداوند مقتضى است كه خدا جبار باشد . جبار از ماده جبر است و جبر يعنى شكسته را بستن و به هم پيوستن . خدا جبار است يعنى علم الدوام موجودات را از قوه به فعل و از نقص به كمال مىرساند و اين پراكندهها را مجتمع مىسازد ، نه اين كه منظور از جبار مجبوركننده عباد باشد كه با تكليف منافى است .
8 . خداوند قهّار است
واجب الوجود بودن خداوند مقتضى است كه ذات حق قهّار باشد ؛ يعنى صفحات عدم و نيستى را مقهور ساخته و درهم مىكوبد و ممكنات را از ديار عدم رهسپار هستى مىسازد .
هامش
( 1 ) . سورهء نمل ، آيه 88 .
( 2 ) . مجمع الزوائد ، ج 4 ، ص 98 .