الخامس المرض و تمضى وصيته فى الثلث خاصة و منجزاته المتبرع بها كذلك اذا مات فى مرضه السادس الفلس و يحجر عليه بشروط اربعة ثبوت ديونه عند الحاكم و حلولها و قصور امواله عنها و مطالبة اربابها الحجر و اذا حجر عليه الحاكم بطل تصرفه فى ماله ما دام الحجر باقيا فلو اقترض بعده او اشترى فى الذمة لم يشارك المقرض و البائع الغرماء
شرح
عامل پنجم : مريض بودن : انسانى كه در مرض وفات قرار دارد تصرفات او تا ثلث مالش جايز است و پيش از آن ممنوع است مگر وارث رضايت دهد و تصرفات وى دو گونه است :
1 - تصرفات معلقه به ما بعد از مردن كه نام آن وصيت است مريض حق دارد تا ثلث مال وصيت كند .
2 - تصرفات منجّزه كه هم اكنون مالى را به كسى هبه كند و . . . باز تا ثلث چنين حقى دارد البته وصيت تبرعى چنين حكمى دارد و الّا اگر حقوق مالى واجب از قبيل حق الناس و حق اللَّه به گردن او است حتماً بايد وصيت كند و ورثه حتماً بايد بدان عمل كند آرى در صورت نبودن اين امور بخواهد مجّاناً همه اموالش را وقف يا هديه يا هبه كند و . . . در اين صورت ممنوع است و فلسفه امر آنست كه وارثان او تهيدست نشوند و اطفال خردسال او بىروزى نباشند و بلكه به قول علامه شعرانى در روايات ابو بصير و سماعه از تبرعات بسيار در حال سلامتى نيز منع شده است .
البته وصاياى او و منجزات او تا ثلث نافذ است اگر در همان مريضى بميرد ولى اگر از آن مرض برخيزد و شفا يابد تصرفات او هر چند تبرعى باشد صحيح است .
عامل ششم : مفلس بودن و ورشكست شدن در تجارت و خلاصه مفلس كسى است كه ديون او از دارائى او بيشتر شده باشد و باصطلاح دين مستغرق داشته